همایش: تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بیدینی - أحمد حطاب الفیصلی
- عنوان بحث : تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بیدینی
- موضوع : انواع خوابها و جایگاه آنها در دین الهی
- کارشناس : أحمد حطاب الفیصلی Ahmed Hatab Alfaisly
- فرمت : pdf + word + html + video
- مدت زمان اجرا : ——-
- تاریخ اجرا : ——
- منبع : معهد الدراسات العلیا الدینیة واللغویة – IHELRS
متن نوشتاری :
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین، و صلّى الله على محمّد و آل محمّد، الأئمة و المهدیین و سلّم تسلیماً
از سالن اجتماعات کنفرانس دروس عالی دینی و لغوی شهر نجف به تمام حاضرین، سروران و روحانیون بزرگوار حاضر در دیدار هفتگیمان خوشآمد میگوییم. و همچنین عرض سلام داریم، خدمت تمام کسانیکه این نشستها و دیدارهای هفتگی را مشاهده میکنند. دیدار امروز با موضوع خواب خواهد بود که استاد احمدحطاب فیصلی آن را برای ما مورد بررسی و گفتگو قرار میدهد. پس از ایشان دعوت میکنیم.
بفرمایید.
استاد احمد: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مجری: درود خداوند بر شما باد، خوش آمدید. امروز به امید خدا، بحث ما در رابطه با خواب دیدن و انکار خواب و رویا خواهد بود. لذا امید است که بحث جالب و ممتازی باشد.
استاد احمد: سلام علیکم و رحمه الله و برکاته بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلوات خدا بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین و سلم تسلیما.
بحث مورد بررسی: تکذیب رویا بین جهل و بیدینی
خواب و رویا، یک چیز زیبایی است؛ در حالیکه امر عظیم و بزرگ و وحی الهی است که میتواند انسان را به مراتب عالی ملکوتی برساند. و انکار رویا، همان امر مهم است. در حقیقت این انکار، در همهی خوابها واقع نشد. رویا و خواب، امری است که تمام تحصیلات عالی به آن اعتراف میکنند و حتی بیدینها و ملحدانِ به وجود خدا، آن را اقرار دارند و هیچ انسانی وجود ندارد که خواب نبیند. ولی آنچه که انکار بر آن واقع شده است، همان: خواب از جانب خداوند است یا بهتر است، بگوییم: رویای صادقه.
انکار از دو جهت اتفاق میافتد:
جهت اول: پیروان مکتب فروید و روانشناسان و همچنین بیخدایان و بیدینهاست.
و جهت دیگر: نادانان دین، در تمام ادیان آسمانی.
نظریه جهت اول را که همان پیروان مکتب فروید هستند، میتوان با یک دلیل رد کرد که رویای صادقه از آینده خبر میدهد. پس اگر برای این دلیل پاسخی نداشتند، ناتوانی آنها به اثبات میرسد و برای آنها اثبات میشود که هیچ دلیل و برهانی در مقابل اینکه رویا از جانب خداوند باشد، ندارند و همچنین ثابت میشود که این امر، یعنی رویا بر یک امر غیبی استوار است. در حقیقت ببینیم که بزرگ و استاد آنها، فروید در این باره چه نظریهای دارد؟
در کتاب تفسیر رویای (فروید) میخوانیم که میگوید: «آنچه دربارهی قوای رویا از آینده گفته میشود، جای بحث است که (اعتبارات و نظرات) در مقابل همدیگر قرار میگیرند که هیچ دلیلی وجود ندارد. یعنی دلیلی ندارند که این احتمال را رد کنند.
فقط اموری که از روی عناد ذکر میکنند و شکی نیست اگر ما از انکار همهی مصادر دوری کنیم، بهترین کار را کردیم.
یعنی او سعی میکند که از برخورد با این امر دوری کند؛ چرا که آنها در این مبارزه با شکست مواجه میشوند. تنها به زودی به بعضی از حالات روانشناسی اشاره خواهیم کرد. در واقع کتاب او یا بعضی از تالیفاتش را مطالعه کردم و هیچ نتیجهای نیافتم که او تفسیری از اخبار غیبی بر رویا را مورد بررسی قرار داده باشد. در حقیقت او در این امر ناتوان بوده و همچنین ما از تمام دانشمندان روانشناسی و زیستشناسی ( علوم کاربردی / علوم انسانی) درخواست داریم که حداقل مفهوم یا تفسیری علمی و منطقی برای اخبار غیبی در رویا و خواب پیدا کنند. یادم میآید که با یکی از بیدینها بحث میکردم که بحث خود را به رد رویا شروع کرد و ادعا داشت که رویا از خود نفس انسان سرچشمه میگیرد. پس به او گفتم: اینگونه با من بحث نکن!
فقط به این سوال پاسخ بده که: آیا رویایی که از غیب خبر میدهد از جانب خداست یا از نفس انسان نشأت میگیرد؟ و اگر از خود نفس باشد، پس چگونه از آنچه فردا اتفاق میافتد، اطلاع پیدا میکنی؟ پس سکوت اختیار کرد و هیچ دلیلی نداشت که از عقیده و باور خود دفاع کند. این از جهت اول بود که نتیجهی آن، اینگونه شد.
ما از هر جهت و هر شخص، منتظر پاسخ علمی هستیم که با عقیده خود بخواهد رویای صادقه را به عنوان یک دلیل غیبی و وحی الهی رد کند. از او انتظار میرود که تفسیر خود را تجزیه و تحلیل کند و گرنه پاسخی برای این دلیل ندارند و بهتر است، بیشتر مطالعه کنند و اعلام کنند که دلیل و پاسخی ندارند.
اما جهت دیگر، انکار رویا نادانان و جاهلان دین از ادیان الهی هستند که حقیقت رویا را تکذیب میکنند؛ چرا حقیقت رویا را تکذیب میکنند؟ این امر دلایل مختلفی دارد اولاً: اینکه رویا، امر مختلطی است که رتبهبندی ندارد. در واقع این مسئلهی بیهدفی است و این اختلاط امری است که انسان به هنگام حصر در یک جهت معین و زاویه مشخص واقع شود که دلیلی بر اعتقاد خود ندارد و میگوید: رویا از نفس خود انسان نشأت میگیرد. ثانیاً: چگونه میتوان بین دروغ و حقیقت، تفاوت گذاشت؟ همچنین تعداد زیادی به این امر استدلال میکنند که چگونه رویای صادقه و دروغ را از هم تشخیص داد؟ لذا به همین دلیل رویا را بطور کلی تکذیب میکنند.
قسمت سوم: اگر شناخت رویای صادقه ثابت شد، چگونه آن را بفهمیم و مشخص کنیم؟
در واقع قضیه فهم رویا قضیهای پیچیده است که اشخاص زیادی، به دین استدلال میکنند که رویا امری مبهم و غیر قابل فهم و درک است. پس چگونه معنای آن را درک کنیم؟ بنابراین امر رویا را رد میکنم و به آن استدلال نمیکنم و اهمیتی نمیدهم. این سه نقطه مورد اشاره، به علت و دلایلی احتیاج دارد و علت اول که اشکال اول را تفسیر و تعبیر میکند، همان تقسیم رویاست: تقسیم رویا مسئله اختلاط و در همآمیختن را رفع میکند. خوابها و رویاها یا اینکه صادقه باشند که از جانب خداوند وحی میشوند و در تمام ادیان الهی و آسمانی ثابت شده است، چه در قرآن کریم و چه در انجیل و چه در تورات یاد شده است و هیچکدام از اصحاب ادیان آسمانی، وجود آن را انکار نمیکند. بنابراین رویا در دو حالتش وجود دارد یا اینکه صادقه باشند یا به دروغ و دین از هر دو حالت غافل نبوده و همانطور که در مطلب گذشته گفته شد، این مورد در تمام ادیان الهی ذکر شده است. اکنون میتوان گفت که: رویای کاذبه به چند قسمت تقسیم میشود؛ در حالیکه رویای صادقه نیز به چند قسمت تقسیم میشود.
نسبت به رویای صادقه که به قسمتهای بشارتدهنده، هشدار دهنده و بیمدهنده هستند و رویا کفارهی مومن است و همچنین سخن نفس به ذکر اهل بیت ع است ، در واقع این تقسیمات ثابت نیستند و رویا به این تقسیمات محدود نمیشود و ممکن است تقسیمات دیگری (از رویای صادقه) وجود داشته باشد. ولی در اینجا نمیتوان به همه آنها اشاره کرد و برای استدلال این چند مورد کافی است. بنابراین برای رویای بشارتدهنده و هشداردهنده، روایات زیادی وجود دارد. امام موسی بن جعفر (ع) میفرمایند: رویا بر سه قسمت است: بشارتی از جانب خداوند و اندوهگینکننده تا آخر روایت و… همچنین هشدار دهنده: امام صادق (ع) میفرمایند: «اگر بندهای خداوند را عصیان گفته و گناهی انجام داده باشد و در این حالت خداوند خیر او را بخواهد، بنابراین در خواب رویایی به او نشان میدهد که او را بترساند و او را از آن گناه دور کند.» یعنی برای این قضایا و امور مهم حتی نقش و وظیفه رویا در این حالت برای بنده مشخص میشود و گرنه فایده این رویاها و این استدلالها برای قضیه رویا چیست؟ همانطور که گفته شد؟ رویا کفارهی (صدقه مومن است که در اینباره، امام صادق (ع) میفرماید: کمترین چیزی که خداوند ولایتمدار ما را با آن پاک میکند، آن است که یک رویای ترسناک و هشداردهنده به او نشان بدهد و به وسیله آن، به اندوه میآید که در اینصورت با دیدن آن رویا، برای او صدقهای به حساب میآید.
اما دربارهی حدیث نفس به اهل بیت (ع) امام موسی بن جعفر (ع) اینگونه میفرمایند: «اگر (شخصی) نزد خداوند حاجتی دارد و بخواهد ما را ببیند و جایگاه ما را مشاهده کند، پس به مدت سه شب غسل کند و ما را ندا کند. بنابراین میتواند ما را ببیند و به وسیله ما، مورد مغفرت قرار میگیرد. حدیث نفس، همان مناجات اهل بیت (ع) است که مشاهده آنها را از خداوند متعال بخواهیم.
همچنین قسمت دوم که همان رویای کاذبه و دروغ است و اندوه از جانب شیطان میباشد. رویا بر سه قسمت است که یکی از آنها، ترسی از جانب شیطان است تا انسان را به وسیله آن بترساند و اندوهگین سازد. و همچنین وحشتها و دل مشغولیهایی دارد که درون انسان شکل میگیرد و از امور دنیوی است. طبیعتاً انسان، دل مشغولیهایی دارد. این ترسها و رغبتها و دل مشغولیهایی است که درون انسان اتفاق میافتد و عقل باطن درون انسان، رویا را بوجود میآورد و آن دل مشغولیها را به شکل خواب در میآورد. و انسان آن را به شکل رویا و خواب میبیند. این امور از مواردی است که از نفس نشأت میگیرد که در واقع حقیقتی ندارند. بلکه تنها یک خیال است و از جمله رویاهای صادقه نیست. بنابراین اهل بیت (ع) دو حالت موجود در رویا را ذکر نمودند: حالت رویای صادقه و رویای کاذبه!
در اینصورت دلیل و برهانی بر اینکه در قضیه رویا اختلاطی وجود دارد، موجود نیست. امام صادق (ع) میفرمایند: «ای مفضل! به رویا اندیشه کن که چگونه تدبیر میشود و صدق و کذب آن مشخص میشود. اگر همه رویاها راست بود، پس همه مردم پیامبر میشدند و اگر همه تکذیب میشد، در آن منفعتی نبود. بلکه به صورتی در میآید که معنایی ندارد و مردم آن را باور میکردند. پس گاهی اوقات، مردم به خاطر منفعتی آن را به مصلحت خود باور میکنند و به وسیله آن هدایت میشوند یا ضرری است که به وسیله رویا، به آنان هشدار داده میشود و در بسیاری از اوقات، تکذیب میشود؛ چرا که به طور یقین، به آن اعتماد نمیکند. درنتیجه این قضیه، واضح فصلبندی و تقسیمبندی شده است و اینگونه نیست که بعضیها اعتقاد دارند که در قضیه، اختلاط وجود دارد. و اشکال دوم، این است که چگونه صدق و کذب قضیه را در یک دیدگاه مشخص نمود و آنها را از هم جدا ساخت؟
فطرت آدمی و وجدان:
طبیعتاً هر انسانی، فطرتی دارد که خداوند متعال، او را بر آن فطرت پدید آورده است. و بهترین نمونه برای این قضیه فرعون (لع) است. فرعون (لع) که انسانی کافر بود. اما یک رویایی دید که در آن تعدادی گاو و تعدادی خوشه گندم و همچنین دید گاوهایی ضعیف و لاغر، گاوهای چاق و فربه را میخورند. این اتفاق چگونه برای یک انسان کافر و غیر مومن رخ میدهد؟ در واقع در این قسمت، مخاطب ما مومنان هستند. ما از قضیه بیخدایان گذشتیم. اگر این انسان کافر تشخیص داد که این خواب یک رویای صادقه بود و بعضی از تعبیرکنندگان خواب را جهت تاویل دعوت کرد؛ در حالیکه تاویل آنها را قبول نمیکرد؛ چرا که میدانست این یک رویای صادقه است. پس چگونه دانست که این خواب یک رویاست؟ همچنین مسیر و آینده یک کشور بطور کامل، براساس این رویا بنا نهاده شد؛ نه تنها یک کشور. بلکه تمام مناطق و شهرهای مجاور مصر نیز، از این رویای فرعون بهره بردند. بنابراین مسئله، مسئلهی فطرت درونی انسان است که هر انسانی در درون خود این فطرت را دارد. بلکه این انسان است که کوتاهی میکند و این فطرت را از نفس خود بدور میسازد و این امر از دست او ساخته نیست.
مورد دوم: شمولیت رویا بر رمزهای حکمت آمیز: اسرار و رموز حکیمانه، امری معروف و مشهور است که در روایات و کتابهای آسمانی ثابت شده است و حتی فروید در مسایل درمانی بیمارانش از راز و رمز رویاها بهره میبرد. رمز و رموز رویاها، برای او مورد اعتماد بود و آنها را از ادیان برمیگرفت؛ چرا که او شخصی یهودی بود. همچنین این رموز حکیمانهی رویاها، یک دلیل و برهان به شمار میآمد. خواب و رویا اگر رمز و رموزی داشت، بنابراین رویای صادقه به حساب میآید و در غیر اینصورت یک خواب بیهوده و بیهدف بیش نیستند و این حال خوابهایی که از جانب خداوند متعال نیستند. یعنی تنها یک خواب بیمعناست.
حالت بینندهی خواب و درخواست رویا: حالت بیننده خواب. بیننده خواب، خود رویا را تشخیص و حفظ میکند. در واقع چگونه آن را میطلبد و حفظ میکند؟ آن را با عمل بطلبد، با درخواست و التماس، با ذکرها و دعاهایی که از جانب اهل بیت (ع) ایراد شدهاند. از جمله روزه و دعا و همچنین قرائت قرآن، در یک زمان مشخص تا رویایی را از خداوند بطلبد که او را به چیزی هدایت کند و یا او را از چیزی باز دارد. درنتیجه این از جمله موادی است که رویا را محفوظ نگه میدارد.
شمولیت رویا بر معصوم: این مورد از قویترین دلایل رویاست که ثابت میکند، رویا از جانب خداوند متعال است و خالی از هر گونه دروغ و کذب میباشد.
اهل بیت (ع) در این باره روایات زیادی ذکر نمودهاند: از جمله این روایات:
«هر کس ما را ببیند، در حقیقت واقع ما را دیده است و شیطان به ما تمثیل نمیشود.»
و امثال این روایت زیاد هستند؛ در صورتیکه هیچ کدام از مسلمانان (سنی و شیعه) آنها را تکذیب نمیکنند. اما تنها یک اشکال دارد. شاید بگویند: کسی در این زمان ( امروزه ) وجود دارد که رسول خدا (ص) را دیده باشد؟ این چیزی است که بسیار رایج شده است و من همیشه میشنوم. این نیز رد شده است؛ چرا که بسیاری از ائمه (ع) در زمانهای دور و متعدد فرمودهاند که: کسی که بخواهد رسول خدا (ص) را ببیند، در حقیقت، واقع مرا دیده است؛ چرا که من در هر صورتی مشاهده میشوم. بنابراین شکلها بصورت یک شکل ثابت و معینی نیستند. یعنی عالم ملکوت با این جهان متفاوت است. در واقع شکلها و صورتها، در آن مختلف و متفاوت هستند. به قسمت سوم از اشکالات منتقل میشویم و آن هم فهم و درک رویاست: فهم رویا نیز جهتهای مختلفی دارد:
جهت اول همان (ارائه نمودن) به حجت خداست. یعنی حجت خدا در زمانی وجود دارد و «هیچ وقت زمین، از وجود حجت خدا خالی نمیماند.» هر وقت رویا برای حجت خدا ارائه میگردد، ایشان آن را برای تو تحکیم و تحفیظ میسازد و تعبیر و معنای آن را برای تو نمایان میکند. و این امر در تمام فرهنگها و ملتها ثابت شده است.
شهادت خداوند که به تأویل نیازی ندارد؛ چون شهادت خداوند، امری صریح و واضح است. پس به تأویل نیازی ندارد. پس رویا شهادت خداوند است که شاید دریافتکننده، معنای شهادت خداوند را نداند. شهادت خداوند، آن است که برای معصوم شهادت میدهد. یعنی معصوم وقتی فرستاده میشود، به یارانی احتیاج دارد. پس خداوند متعال از طریق عالم ملکوت، او را یاری میدهد و در طی یک رویا برای او شهادت میدهد که این معصوم، از جانب خداوند است و عصمت او تعیین شده است. و بر مردم واجب است که برای یاری او برخیزند و این قضیه برای تمامی حجج خداوند اتفاق میافتد که این قضیه غیبی اتفاق میافتد و هیچ حجتی به صورت ظاهر موجود نباشد. پس اینگونه رویا، شهادتی از جانب خداوند سبحان به حساب میآید و از جمله دلایل دیگر به شمار میآید.
همچنین سوال خداوند: سوال خداوند سبحان و متعال، اینگونه است که: از خداوند طلب رویا داشته باشی. سپس تأویل آن رویا را از جانب خداوند بطلبی. در اینصورت خداوند، تأویل آن رویا را برای تو مهیا میسازد و آن را برای تو میفهماند. شاید تجربهها و داستانهای زیادی، در روایات وجود دارد که ثابت میکنند. ممکن است، خداوند متعال تأویل رویا را برای انسان میفهماند. یعنی ممکن است، رویا طوری باشد که خداوند متعال، آن را طوری به انسان نمایش میدهد که خالی از هرگونه رمز و رموزی باشد و بسیار واضح و آشکار باشد.
مورد چهارم: همان اندیشیدن به رویا و اعتماد به راز و رمزهای معروف و مشهور است: رمز و رازهای رویاها، در کتابهای متعددی فصلبندی شده است و هر کدام از این رمزها به نحوی اشکال و صورتهای متعدد متفاوتی دارد که در اینجا میتوان به چند روایت در اینباره اشاره کرد:
امام صادق (ع) فرمودند : کوزه بر یازده شکل تأویل میشود. در حقیقت، این تنها نمونهای از تأویلهای متفاوت است؛ وگرنه روایات زیادی در اینباره از اهل بیت (ع) نقل شده است. کوزه یازده شکل تأویل شده است که از جمله آنها «زن و خدمتگذار» هستند. همچنین امام صادق (ع) جامه را بر هفت شکل تأویل میکند: دینداری، عزت، و ثروت و منزلت و همچنین منفعت و غیره تأویل میکند. بنابراین این رمزها، ممکن است برای هر انسان بیننده خواب و رویایی بتواند، از آنها بهره ببرد و به سادگی رویا را رد نکند و خود را در این امر به زحمت بندازد؛ تا از این پیام اِستقبال کند؛ چرا که «رویا» یک پیام الهی است. رویا برای هر کسی که از اهل کتاب و از اهل دین باشد، یک پیام الهی است و از جانب خداوند متعال تلقی میشود. پس اگر پیام از جانب خداوند متعال باشد، بر انسان واجب است تا جهت درک و فهم آن سعی کند و بکوشد این پیام را بخواند و بفهمد و از آن استفاده کافی ببرد. البته این راز و رمزها در عالم ملکوت، معنای متفاوتی با این جهان دارند.
به عنوان مثال: شجاعت که یک شکل و صورت دارد، در این جهان شکل مشخصی ندارد. لذا میبایست به شکل رمزی مشاهده شود. رمزها اشارهای جهت فهم و درک رویا هستند که برای تأویل باید آنها را با واقعیت مشخص مقایسه کنیم. هر شخص آن رمزها را با وضعی که در آن زندگی میکند و محیط پیرامون خود مقایسه کند و حتی به جامعهای و آداب و رسوم خانوادههایی که به آن اختصاص دارد، اشاره می کند تا درک و فهم رویا آسانتر شود.
و الحمدلله رب العالمین و صلوات و درود خداوند بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین… و عرض معذرت، بخاطر اِطاله کلام.
مجری: استاد احمد! جهت این بحث بسیار جالب، از شما سپاسگذاریم.
استاد احمد: خدا خیرتان بدهد.
مجری: ما چند سوال، برای شما مطرح میکنیم. سپس وقت را در اختیار برادران قرار میدهیم.
استاد احمد: در خدمت شما هستم.
مجری: در حقیقت من تنها یک سوال دارم و اِطاله کلام نمیکنم. سوال من، این است که: رویا از چه زمانی شروع شد؟ آیا تاریخ و زمان مشخصی دارد یا اینکه از زمان خلقت و آفرینش بشر بر زمین شروع شده است؟
استاد احمد: یک روایتی است که امام احمدالحسن (ع) در کتاب توهم بیخدایی، به آن اشاره کردهاند که: رویا از زمان حضرت آدم (ع) شروع شده بود.
مجری: بله .
استاد احمد: بله.
مجری: یعنی اینکه رویا، حجت و دلیل حضرت آدم (ع) بر قومش بود؟ پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؟ آنها از ایشان، برهان خواستند؟
استاد احمد: البته که ایشان به این امر احتیاج داشت که حجیت خود بر مردم را ثابت کند و بنده اشاره کردم که رویا، شهادتی از جانب خداوند است. پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؛ در حالیکه آنها از ایشان برهان میخواستند! پس از خداوند متعال درخواست کرد که همه مردم یک رویایی دیدند و برای آنها ثابت شد که ایشان حجت خداوند است. پس مردم ایمان آوردند.
مجری: بله، آفرین بر شما. حضار محترم و بینندگان گرامی، یعنی اکنون یک برهانی داریم که رویا حجیت آدم (ع) بر مردم بود و تنها حجیت و برهان ایشان بر مردمی که در بین آنها مبعوث شد، همان رویا بود؛ چرا که رویا در بین مردم، قبل از آدم (ع) در سلسله مراتب پیشرفت مشهور وجود نداشت. آنها در آن زمان، رویا نمیدیدند و حضرت آدم (ع) اولین کسی بود که با عالم ملکوت ارتباط داشت و میتوانست رویا ببیند. اگر یکی از برادران سوال دارد.
شیخ صادق: ممکن است، میکروفون را بدهید؟
بله.
شیخ صادق: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. از استاد احمد بخاطر این بحث سپاسگذارم. در حقیقت موضوع خواب و رویا از جمله بزرگترین مسایل است که در بحثها و گفتگوهای عقیدتی مطرح میشود. موضوع علمی که انسان را به محیط غیب متصل میسازد. یعنی واسطهای که انسان را به عالم غیب مرتبط میسازد و متصل میکند، همان رویا یا یکی از راههای ارتباطی غیبی میباشد. به موضوع فصلبندی رویا و همچنین رمزهای رویا اشاره نمودهای. رمز و رموزی که شکلهای متفاوت تأویل در آن واقع میشود. همچنین به یکی از جهتهای رویا که همان حکم رویاست، اشاره کردی که حکم آن ارجاع به معصوم میباشد. در صورت عدم وجود معصوم به دلالت و معنای رویا، هر چه که از آن دریافت میشود، دلالت و معنای ظنی خواهد بود. بعد از این مسئله، آیا دلیلی وجود دارد که به انسان اجازه میدهد، بدون وجود معصوم، به رویای خود عمل کند؟
استاد احمد: بله.
مجری: ان شاء الله که واضح است؟
استاد احمد: بله واضح است. شیخ! عمل به رویا، به عنوان یک تکلیف است … عمل به رویا، جز به واسطه معصوم ممکن نیست. یعنی اینکه رویا طوری به سراغ انسان میآید که در آن تکلیف یا عمل به وظیفهای باشد. حتی اگر رویا عمل به عبادتی باشد: از جمله اینکه، اینگونه نماز بخوان یا دعای فلانی را در فلان شب بخوان. این همان چیزی است که تو به آن عمل میکنی. در اینصورت باید به معصوم ارجاع کنی؛ چرا که در آن تکلیف و وظیفهای در کار است. در اینصورت باید به معصوم ارجاع کنی. در واقع، ما دربارهی رویا به طور کلی میگوییم. تو به عنوان بینندهی رویا باید چیزی از آن را بفهمی و درک کنی؛ وگرنه چرا رویا به وجود آمد؟ دلیل وجود رویا چیست؟ رویا به طوری است که اگر برای تو ضرری باشد، آن را از تو دفع کند یا اینکه برای تو منفعتی باشد که آن را برای تو جلب کند. این ممکن است به همین سادگی رخ دهد. یعنی اینکه شما چیزی از رویا را بفهمی. اما بر آن ترتیب اَثری اتفاق نیفتد. مثلاً اینکه من مردم را به دعاخواندن دعوت کنم؛ چون من اینگونه خواب دیدم که دعا میکردم.
مجری: من نیز از سوال شیخ صادق چیزی را بیاد آوردم. یک مسئلهای به ذهنم خطور کرد که: آیا ممکن است، عقیدهای را براساس یک رویا برگزیند؟
استاد احمد: خیر، عقیده از جانب معصوم است.
مجری: بله، در عقیده، چگونه از رویا میتوان بهره برد؟ یعنی چگونه؟
استاد احمد: رویا تو را هدایت میکند. یعنی اینکه اگر عقیده است، صحیح باشد. پس خودت را در بهشت میبینی. پس درک میکنی که عقیده است و صحیح است.
مجری: بله. آفرین بر شما. از بین برادران، یکی سوالی دارد. شیخ احمد ممکن است، میکروفون را بدهید؟
شیخ حلی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد …
استاد احمد: خدا خیرتان دهد.
شیخ حلی: تنها یک مسئلهای است. ولی باید مرا تحمل کنی. در حقیقت در مسئله اصل روی،ا یک مشکلی هست! بنده یک سوالی دارم که ممکن است به دو سوال تقسیم شود: سوال اول اینکه: اگر من خواب ببینم: در واقع آن صورت، صورتها و شکلها را میبینم یا حقیقت آن چیزی را که میبینم؟ این از مسئله اول: و اگر صورتها را مشاهده کنم، مثلاً صورت معصوم اگر با من صحبت کند و صورت جامد باشد، پس باید واضح باشد و اگر عین حقیقت باشد که در ذهن انسان مبادرت کند، مثلاً در آسمان اول یا آسمان دوم، آیا شخص کافر در خواب، به آسمان اول یا دوم رفع میشود؟ آیا در واقع میتواند در آسمانها با بعضی از معصومین (ع) یا پیامبران و یا حتی فرشتگان ملاقات داشته باشد؟ در حالیکه آن شخص کافر است؟ بنابراین سوال اول، این است که: رویا حقیقت یا صورتی از حقیقت است؟
مجری: استاد احمد! ممکن است جواب سوال را بدهید؟
استاد احمد: بله، در حد توان و معلوماتی که دارم، پاسخ خواهم داد. نسبت به چیزی که انسان در رویا میبیند، عبارت است از صورتهایی است که به شکل یک مجموعهای از معلومات در میآیند و در قالب یک خواب و رویا برای انسان قابل مشاهده میشوند.
شیخ احمد: ولی چیزی که من فهمیدم، آنها حقیقت هستند؛ چرا که به هنگام دیدن رسول خدا (ص) در واقع حقیقت و واقع رسول خدا (ص) مشاهده میشود؛ نه صورتهایی از ایشان.
استاد احمد: یعنی حقیقت و واقعیتها نیز به صورتی، صورتهایی نیز دارند.
شیخ حلی: صورتها، یک چیز هستند؟
استاد احمد: تو الان یک صورت هستی؟
شیخ حلی: صورت چه کسی؟
استاد احمد: تو الان حقیقتی. ولی در واقع، صورت هستی یا نه؟
شیخ حلی: نه حقیقت … ولی بعضی وقتها، صورت من در آینه منعکس میشود. من یک چیز هستم. ما میگوییم که صورت عقل یک چیز است. ولی من میگویم: هنگامی که به عالم ملکوت رفع میشوم، حقایقی را مشاهده میکنم تا تطبیق دهم که من میخواهم حقایق امور مشخص و معینی را مشاهده کنم؛ چرا که در واقع، دارم با رسول خدا (ص) یا با امیرالمومنین (ع) صحبت میکنم و چیزی که دارد با من صحبت میکند و مرا امر و نهی میکند، حقیقت اوست؛ نه صورت. این چیزی است که من میفهمم و درک میکنم.
استاد احمد: شیخ: قضیه حقیقت رویا، همان ماهیت رویاست که بنده حقیقت آن را نمیدانم. یعنی در واقع معصوم است که میداند.
شیخ حلی: بله قضیه همین است.
استاد احمد: خدا خیرتان دهد… ولی من میگویم: چیزی که از طریق روایات میفهمم، این است که فرشتگان، صورتهایی از یک چیز را در صفحهی وجودی انسان قرار میدهند. آیا این حقیقت است؟ من نمیدانم. ولی چیزی که میدانم، همین است. بله خدا خیرتان دهد.
مجری: سوال دوم. اگر این بحث به پایان رسید…
شیخ حلی: قضیه دیگر واضح و آشکار شد. در واقع اگر حقایقی باشند که بر آنها ترتیب اثر داده خواهد شد و اگر صورت مشخص شده باشد، پس مشخص میشود که این صورت برای کدام حقیقت است.
مجری: بله. خدا خیرتان دهد. اگر از برادران، کسی سوالی داشته باشد. چقدر وقت باقی مانده؟ آقای کارگردان … وقت ما به پایان رسید .. شیخ حلی! شیخ صادق! از شما متشکریم و همچنین استاد احمد، از شما سپاسگذاریم .. شکر خدا بحث شما بحثی بسیار جالب بود و امید است که ما و برادران حاضر را تحمل کرده باشید.
استاد احمد: نه بنده خدمتگذارم.
مجری: ان شاءالله در دیدارهای آینده، با شما دیدار خواهیم داشت. خدا خیرتان دهد. برادران گرامی! در نهایت هر بحثی، رتبه بندی خواهیم داشت. هر بحثی رتبهبندی دارد. اگر استادی بتوانند بحثی را مطرح کند، اطلاعرسانی کند. همچنین دوباره اطلاعرسانی میکنیم که همه سعی داریم که این دیدارها را با گفتگوهای جدید و مستمر هفتگی یاری دهیم و پیش ببریم. پس هر کس بداند که توانایی شرح و گفتگو را داشته باشد، دعوت عمومی است و برای همه مطرح میشود. لذا با یک بحثی داوطلب شود و ان شاء الله بحث جدید ما در این نشست باشد. از حُسن توجه و مشاهده شما سپاسگذاریم و تا دیداری دوباره شما را به خداوند میسپاریم … در حفظ و پناه خداوند متعال باشید. خدانگهدار.
***
نظرات
ارسال یک نظر