ارتباط صیحه با رؤیا (هجده قرینه بر یگانگی صیحه و رؤیای صادقه)

 


عنوان بحث : ارتباط صیحه با رؤیا
به عربی : «علاقة الصیحة بالرؤیا»
موضوع : هجده قرینه بر یگانگی صیحه و رؤیای صادقه
فصل پنجم کتاب: «فصل الخطاب فی حجیة رؤیا أولی الألباب»
نویسنده: احمد حطاب الفیصلی
زبان : دوزبانه فارسی و عربی
تعداد صفحات : 19
فرمت : pdf + word
تاریخ مطلب : 1 / ربیع الأول / 1426 هـ .ق
ترجمه فارسی: کانال تلگرام یمانیون Yamaniyoon@

متن نوشتاری : 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اَللَّهمَّ صَلِّ على محمد و آلِ محمد، الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

توضیحات:

صیحه آسمانی از مبهم‌ترین مواردی است که در روایات مهدویت مورد اشاره قرار گرفته است؛ از سویی، این علامت در شمارِ علائم و نشانه‌های حتمی ذکر شده و از سویی دیگر روایاتِ پرشماری که در رابطه با آن نقل شده است، در ظاهر با یکدیگر همخوانی ندارند. سید احمدالحسن (ع) اولین و تنها کسیست که ماهیت صیحه را آشکار کرده و روایاتِ متشابهِ مربوط به آن را نیز به زیباییِ هر چه تمام‌تر تفسیر و محکم نموده است.

شما عزیزان می‌توانید توضیحات یمانی آل‌محمد (ص) را در قالب هجده قرینه بقلم استاد احمد حطاب الفیصلی در کتابِ “فصل الخطاب فی حجیة رؤیا أولی الألباب” (روشنى بیان در حجیت رؤیاى صاحب‌دلان) مطالعه نمایید.[۱]

در این کتاب بخشی تحت عنوانِ “علاقة الصیحة بالرؤیا” (ارتباط صیحه با رؤیا) وجود دارد که در آن، نُه دلیل و قرینه در خصوص اینکه صیحه همان رؤیاست، از امام احمدالحسن (ع) نقل می‌کند، و در ادامه کتاب نیز بحسبِ امرِ امام احمدالحسن (ع) خود نگارنده هم مواردی را به نکات ایشان اضافه می‌کند که مجموعاً هجده قرینه می‌شود. در فایل پیشرو بخش پنجم از کتاب فصل الخطاب را با هم می‌خوانیم.[۲]

ارتباط صیحه با رؤیا:

پس از آنکه [در قسمت‌های پیشین از همین کتاب] حق پدیدار و غبار از چهره‌اش زدوده شد و نور نمایان گشت و حجت بالغه بر هر منکر حقیقت رؤیا و حجیت صادقۀ آن تمام شد، و پس از آنکه پیچیدگی‌ها و شبهاتی که در طول تمام این سالها موضوع “رؤیا” را پوشانده بودند از میان رفت، حال وقت آن رسیده که سنت محمد و آل‌محمد (ص) احیا شود حتی اگر کافران نپسندند؛ و آن همان رؤیایی است که به دلهای مُرده، جانِ دوباره می‌دهد تا مجال برای ظهور نور خدا در میان مخلوقاتش مهیا شود و این رؤیاهایی که مردم در این روزها می‌بینند چیزی نیست مگر مقدمه‌ای برای صیحۀ کبری یا همان فزع یا همان ندایی که در قرآن و روایات، درباره آن صحبت شده است بگونه‌ای که شکی در آن راه ندارد؛ بلکه نسبت به صحت آن قطع و یقین وجود دارد و از طریق روایات، صیحه از نشانه‌های حتمی بشمار می‌رود.

اما ماهیت و حقیقت صیحه، موضوع همین فصل است و به مثابۀ هدف تمام این بحث می‌باشد.

سید احمدالحسن حفظه الله طرحی برای صیحه مطرح کرد که احدی پیش از او مطرح نکرده بود؛ و آن این که صیحه در عالم رؤیا و مکاشفه (رؤیا در حال بیداری) است. پیش از آنکه به طرح این مبحث بپردازیم، روایتی از میان روایت‌های پرشمار صیحه، می‌آوریم تا در اواسط بحث از مضمون آن بهره ببریم:

امام صادق (ع) در تفسیر آیه: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّماءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»؛ (اگر بخواهیم نشانه‏اى از آسمان بر ایشان فرو فرستیم که گردنهاى ایشان براى آن خاضع و ذلیل گردد). فرمود:

فلا یبقى فی الأرض یوم إذن أحد إلا وخضع وذلت رقبته لها فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصوت من السماء ألا إن الحق فی علی ابن أبی طالب وشیعته، قال فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتى یتوارى عن أهل الأرض ثم ینادی ألا إن الحق فی عثمان وشیعته فانه قتل مظلوماً فاطلبوا بدمه، قال فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت على الحق وهو النداء الأول ویرتاب یومئذ الذین فی قلوبهم مرض والمرض والله عداوتنا، عند ذلک یتبرءون منا ویتناولونا فیقولون إن المنادی الأول سحر من سحر أهل هذا البیت. ثم تلى أبو عبد الله(ع) قول الله عزوجل: (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ).

(آن روز در زمین احدى باقى نمى‏ماند که به عنوان خضوع گردنش را کج نکرده باشد برای آن نشانه آسمانی، اهل زمین ایمان مى‏آورند آن زمان که این صدا را از آسمان بشنوند: «آگاه باشید حق در میان على بن ابى طالب و شیعیان اوست». سپس فرمودند: فرداى آن‏روز شیطان در هوا بالا مى‏رود به طورى که از زمین متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد «بدانید حق در عثمان بن عفان و پیروان اوست او مظلومانه کشته شد [بیایید] و قصاص خونش را طلب کنید»، آن حضرت فرمود: پس خداوند آنان را که ایمان دارند به گفتار ثابت بر حقّ پایدار مى‏دارد و آن همان نداى نخستین است، ولى آنان که در دلهایشان بیمارى است در آن هنگام دچار تردید مى‏شوند، و بیماری به خدا سوگند دشمنى با ماست در آن زمان از ما برائت می‌جویند، متعرض ما می‌شوند و می‌گویند: منادی اول، سِحر و جادویی از سِحرهای از این خاندان است. سپس امام صادق (ع) این آیه را تلاوت کرد: «اگر بخواهیم نشانه‏اى از آسمان بر ایشان فرو فرستیم که گردنهاى ایشان براى آن خاضع و ذلیل گردد»).[۳]

در اینجا نُه نکته از سید احمدالحسن نقل میکنم که هنگامی که درباره صیحه از ایشان پرسیدم در پاسخ من فرمودند و در این نکات، اشکالات و تصورات اشتباهی که مردم و علما هر دو به یک اندازه از صیحه دارند، بیان شده و در آن (حقانیت) رؤیا اثبات شده است:

۱- کما هو واضح فی الروایات إن جبرائیل (ع) یصیح فی السماء یعنی فی الملکوت وان إبلیس اللعین یصیح من الأرض أی فی عالم المادة ولو کانت صیحة جبرائیل فی سماء هذه الأرض لکان کلا الصیحتین من الأرض وفی الهواء.

۲- الصیحة لجبرائیل (ع)، وجبرائیل ملک فصیحته فی عالمه وهو عالم الملکوت، یصیح بملک الرؤیا وملک الرؤیا یصیح بملائکة الرؤیا التابعین له والذین یأتمرون بأمره ویرون الناس الرؤیات وکذلک یصیح جبرائیل فی السماء فیسمع الأرواح.

۳- صیحة جبرائیل لما ضرب ابن مُلجَم الإمام علی (ع) لم یسمعها کل الناس ولو سمعها کل الناس لنقلها جمیعهم فلو کانت فی هذا العالم المادی لسمعها کل الناس فما المانع لسماعهم لها لو کانت فی هذا العالم وهذه الصیحة نظیر صیحة جبرائیل فی زمن الظهور الموعود.

۱- همان‌طور که واضح است جبرئیل (ع) در آسمان یعنی ملکوت ندا می‌دهد و ابلیس ملعون در زمین ندا می‌دهد یعنی در عالم ماده و اگر جبرئیل در آسمان این زمین ندا می‌داد هر دو صیحه از زمین و هوا شنیده می‌شد.

۲- صیحه جبرئیل (ع) در عالم خود یعنی ملکوت رخ می‌دهد، ملک رؤیا را ندا می‌دهد و ملک رؤیا نیز ملائکه پیرو خود را امر می‌کند تا به مردم رؤیا را بنمایند و هم‌چنین جبرئیل در آسمان ندا می‌دهد و ارواح صدای او را می‌شنوند.

۳- صیحه‌ی جبرئیل در هنگام ضربت امام علی (ع) توسط ابن ملجم را همۀ مردم نشنیدند و اگر شنیدند برای همه نقل می‌کردند و اگر در عالم مادی بود همۀ مردم می‌شنیدند و اگر در عالم ماده بود چه چیزی مانع شنیده شدن آن می‌شد و آن صیحه مانند این صیحه جبرئیل در زمان ظهور موعود می‌باشد. انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: اگر مردم از راه اعجاز مادی صوت را می‌شنیدند، می‌شناختند و به یقین می‌رسیدند که راه امام علی (ع) همانا راه حق است از اینرو برایشان سزاوارتر می‌بود که پسرش را بعد از او یاری کنند، نه اینکه ایشان را خوار کنند و بکُشند. و این یعنی اینکه صیحه فقط به مومنینی رسید که تعدادشان اندک بود و اگر خدا میخواست آن را بشکل عمومی برای همه یا بیشتر مردم قرار دهد، این کار را می‌کرد، اما آن را برای وعدۀ خویش و برای نصرت قائم آل‌محمد (ع) ذخیره کرد به دلیل روایتی که در ابتدا گفته شد.

۴- عن أمیر المؤمنین (ع) قال: (صیحة فی شهر رمضان تفزع الیقظان وتوقظ النائم وتخرج الفتاة من خدرها). ورد هذا المضمون فی کثیر من الروایات والذی یوقظ النائم هی الرؤیا فعندما یرى الإنسان رؤیا فی کثیر من الأوقات یستیقظ بعد الرؤیا.

۴- امیر المؤمنین (ع) می‌فرمایند: (صیحه‌ای در ماه رمضان رخ می‌دهد که بیدار را حیرت‌انگیز و خوابیده را بیدار می‌کند و دختر حرم سرا را از حرم خود خارج می‌سازد).[۴] این مضمون در بسیاری از روایات ذکر شده است. آن چیزی که خوابیده را بیدار می‌کند رؤیا است همان‌طور که انسان در حالت عادی هنگامی‌که رؤیایی می‌بیند در بیشتر اوقات بیدار می‌شود. انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: نسبت به فردِ بیدار هم اشکالی وجود ندارد، زیرا مکاشفه‌ای که می‌بیند بمثابه همان چیزی است که فرد بیدار را آشفته می‌سازد از چیزی که تا پیش از آن، نمی‌دانست، و دختر دوشیزه‌ای که از خابگاهش بیرون می‌آید نیز همینطور است؛ و الله اعلم

۵- الرؤى یفهمها ویسمعها أهل کل لغة بلغتهم والرؤیا یفهمها العربی والعجمی والسریانی وأهل کل لغة بلغتهم لأنها صور ورموز ثابتة عند الجمیع ویفهمها الجمیع، فهی مطابقة للصیحة التی یسمعها أهل کل لغة بلغتهم.

۶- الحدیث الوارد عن الحضرمی قال: (دخلت أنا وأبان على أبی عبد الله (ع) وذلک حین ظهرت الرایات السود بخراسان وقلنا ما ترى فقال اجلسوا فی بیوتکم فإذا رأیتمونا اجتمعنا على رجل فانهدوا إلینا بالسلاح). ومعنى هذه الروایة لا یحتاج إلى کثیر من التفکر وهو اجتماع أهل البیت فی عالم الرؤیا لتأیید رجل وحث الناس على نصره.

۵- اهل هر زبانی رؤیاها را به همان زبان می‌فهمند و می‌شنوند؛ انسان عرب و عجم و سریانی و اهل هر زبان دیگری، رؤیا را به زبان خودشان می‌فهمند، زیرا رؤیاها تصاویر و رموزی ثابت نزد همگان هستند و همه آنها را می‌فهمند، پس رؤیا با صیحه‌ای که [طبق روایت] اهل هر زبان آن را به همان زبان می‌شنوند، مطابقت دارد.

۶- حدیثی از حضرمی وارد شده که می‌گوید: (من و ابان {ابن تغلب} بر ابی عبدالله (ع) وارد شدیم و این دیدار در زمانی بود که پرچم‌های سیاه در خراسان آشکار شده بود. گفتیم: {در این رابطه} چه دستوری می‌فرمایید؟ فرمود: در خانه‌هایتان بمانید، و هر وقت دیدید حول مردی اجتماع کردیم با سلاح به سوی ما بشتابید).[۵] معنا و مفهوم این روایات بسیار واضح و آشکار است و نیازمند هیچ تأملی نیست و آن اجتماع اهل بیت (ع) در عالم رؤیا برای تأیید مرد مورد نظر و به یاری شتافتن مردم به اوست. انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: اجتماع همه آنان حول یک مرد، تنها پس از شهادت آنان امکان پذیر است؛ به دو دلیل: اول: آنان در یک زمان جمع نبوده‌اند، دوم: یاری دادن او با سلاح تنها همراه قائم یا نماینده او ممکن است، پس اجتماع آنان تنها در رؤیا خواهد بود. اما اینکه برخی اینگونه تاویل و توجیه کرده‌اند: کسانی که حول او جمع می‌شوند سادات هاشمی نسب هستند، این مطلبی است که زنِ فرزندْ مُرده را نیز به خنده وامیدارد! (ضرب المثل) چگونه چنین چیزی ممکن است و حال آنکه بسیاری از آنها دشمنی‌شان با اهل بیت (ع) را آشکار کرده‌اند.

۷- عن البیزنطی قال سالت الرضا (ع) عن مسالة الرؤیا، فامسک ثم قال (ع): (إنا لو أعطیناکم ما تریدون لکان شراً لکم واخذ برقبة صاحب هذا الأمر (ع)). فالسائل سئل عن مسألة تخص الرؤیا والإمام ربط الرؤیا برقبة صاحب الأمر فتبین أن هناک ارتباط وثیق بین الرؤیا والإمام (ع) وکأنها علامة حتمیة من علامات ظهوره مرتبطة بقضیته (ع) فلا یناسبها إلا صیحة جبرائیل لأنها من عالمه.

۷- بیزنطی می‌گوید: از امام رضا (ع) دربارۀ مسالۀ رؤیا پرسیدم. ایشان خودداری کرد؛ سپس فرمود: (اگر بنا باشد هر چه بخواهید به شما بگوییم برایتان شر می‌شود و گردن صاحب این امر (ع) زده خواهد شد. (یعنی امنیتش بخطر می‌افتد)).[۶] پرسشگر سوالی درباره رؤیا می‌پرسد و امام (ع) رؤیا را به گردن صاحب امر (امنیت ایشان) ارتباط می‌دهد. پس روشن می‌شود پیوند محکمی بین رؤیا و امام (ع) وجود دارد، گویی نشانه‌ای حتمی از نشانه‌های ظهور اوست و با قضیه ظهور ارتباط دارد و این تنها با صیحۀ جبرائیل تناسب دارد، زیرا رؤیا از عالَم جبرئیل است. انتهای کلام سید احمدالحسن

از امام صادق (ع) روایت شده: «رأی ورؤیا المؤمن فی آخر الزمان على سبعین جزء من أجزاء النبوة»؛ (مکاشفه و رؤیای مؤمن در آخرالزمان جزئی از هفتاد جز نبوت است).[۷]

۸- وورد عنهم (ع) إن فی آخر الزمان تکاد الرؤیا لا تکذب، فالأنسب أن تکون صیحة جبرائیل فی عالمه وهو عالم الملکوت، فالصیحة فی عالم الملکوت تصل للإنسان بالرؤیا التی لا تکذب فی آخر الزمان وبالکشف.

۸- و از اهل بیت (ع) روایت شده که در آخرالزمان رؤیا تکذیب نمی‌شود[و صادقه است]، پس مناسب‌تر آن است که صیحۀ جبرائیل در عالم خودش رخ بدهد که همان عالم ملکوت است. پس صیحه‌ای که در عالم ملکوت است با رؤیا و مکاشفه‌هایی به انسان می‌رسد که در آخرالزمان نمی‌توان آنها را تکذیب نمود. انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: چه چیزی موثق‌تر و راستین‌تر از رسیدن صیحه از طریق رؤیا در آخرالزمان است؟

۹- لو کانت الصیحة فی هذا العالم المادی من سنخه ومادیته فما هو المائز بینهما وبین صیحة إبلیس (لع)، هل هو الصوت؟ وهل سمع الناس صوت جبرائیل وصوت إبلیس (لع) لکی یفرقوا بینهما؟ بلى إذا کانت صیحة جبرائیل فی السماء أی فی ملکوت السماوات استطاع المؤمنون تمیزها لان الملکوت بید الله (فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ).

۹- اگر صیحه در این عالم مادی و با همان سنخیت مادی خودش رخ می‌داد، چه وجه تمایزی بین آن و صیحۀ ابلیس (لع) وجود می‌داشت؟ آیا صیحه صوت است؟ آیا مردم صوت جبرائیل و صوت ابلیس (لع) را شنیده‌اند تا بتوانند بین آن دو فرق گذارند؟ آری! اگر صیحۀ جبرائیل در آسمان یعنی همان ملکوت آسمانها باشد مومنان می‌توانند آن را تشخیص دهند؛ چون ملکوت بدست خداست: (پاک و منزه آنکه ملکوت همه چیز در دست اوست و به سوى او بازگردانده می‌شوید).[۸] انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: بله! تشخیص و جداسازی دو ندایی که مطابق روایات، اولی از آسمان و دومی از زمین است، محقق نمی‌شود مگر بدین صورت که بگوییم اولی در آسمان ملکوتی است نه در آسمان دنیا، در غیر این صورت، هر دو در یک آسمان بوده و این محال است چون جداسازی آنها غیرممکن خواهد بود و موجب خواهد شد تا صیحه هدایت، صیحه گمراهی بشود و این از ساحت خدا بدور است.

پس از آنکه سید احمدالحسن (ع) مرا از این ۹ نکته آگاه کرد به من فرمود: «وان شاء الله ستوفق لتسع أخرى»؛ (و ان شاءالله موفق خواهی شد 9 نکتۀ دیگر را خودت دریابی). به ایشان گفتم: سید! دیگر چیزی برایم باقی نماند. فرمود: «إنشاء الله ستوفق لتسع نقاط أخرى»؛ (ان شاءالله موفق میشوی 9 نکتۀ دیگر را دریابی). و عملاً با فضل خدا بر من، 9 نکتۀ دیگر را اضافه میکنم که همگی به همان مقصود اشاره می‌کنند:

۱- در روایات از امام باقر (ع) آمده است:

فینادی منادی من السماء باسم القائم … فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت وأجاب … فلا تشکوا فی ذلک واسمعوا وأطیعوا وفی آخر النهار صوت الملعون إبلیس ینادی ألا إن فلان قتل مظلوم لیشکک الناس ویفتنهم فکم فی ذلک الیوم من شاک ومتحیر قد هوى إلى النار فإذا سمعتم الصوت فی شهر رمضان فلا تشکوا فیه انه صوت جبرائیل وعلامة ذلک انه ینادی باسم القائم واسم أبیه …

(ندا دهنده‌ای از آسمان به نام قائم ندا می‌دهد … خدا بیامرزد کسی که آن صوت را معتبر شمارد و پاسخ بگوید … در آن شک نکنید؛ بشنوید و اطاعت کنید؛ و در آخر روز صدای آن ملعون ابلیس است که ندا می‌دهد بدانید فلانی مظلوم کشته شد؛ برای اینکه مردم را به شک انداخته و در میان آنها فتنه بیندازد؛ در آن روز چه بسیار مردم در شک وحیرت خواهند افتاد و به سوی آتش خواهند رفت؛ پس هرگاه در ماه رمضان صدا را شنیدید، در آن شک نکنید که آن صدای جبرائیل است و علامت آن این است که به نام قائم و پدرش ندا می‌دهد).[۹]

چندین روایت با این مضمون آمده است و در این روایات، ائمه نسبت به شک کردن در صیحه هشدار داده و تاکید می‌کنند که آن صدای جبرائیل است و بسیاری از مردم نیز به فتنۀ ابلیس ملعون مبتلا خواهند شد و به تصریح روایت، سرگردان شده و به آتش خواهند افتاد. این بدان معناست که صیحه هرگز صوتی در آسمان دنیا نخواهد بود که همۀ مردم آنرا به زبان خود بشنوند. چون اگر چنین بود هیچ کسی در آن شک نمی‌کرد و این با روایات منافات دارد؛ در حالی که [اگر صیحه همان رؤیا باشد] بخاطر اغفال مردم توسط علمایشان زمینه برای تشکیک در رؤیا فراهم است.

۲- امام صادق (ع) فرمود:

… عند ذلک یتبرءون منا ویتناولونا فیقولون إن المنادی الأول سحر من سحر أهل هذا البیت. ثم تلى أبو عبد الله(ع) قول الله عزوجل: (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ).

(در آن هنگام از ما برائت می‌جویند، متعرض ما می‌شوند و می‌گویند: منادی اول، سِحر و جادویی از سِحرهای این خاندان است. سپس امام صادق (ع) این آیه را تلاوت کرد: «اگر بخواهیم نشانه‏اى از آسمان بر ایشان فرو فرستیم که گردنهاى ایشان براى آن خاضع و ذلیل گردد»).[۱۰]

روایات بسیاری هم بدین مضمون وارد شده است، حال چنانچه صیحه همان رؤیاها باشد در این صورت متهم نمودن صیحه به سحر و جادو ارجحیت دارد اما اگر صیحه در عالم دنیا باشد، حتی انسان سفیه و نادان نیز مدعیِ سحر و جادو بودنِ آن نمی‌شود، چون امری عظیم و عاری از فتنه است که هرچقدر هم امکانات مادی و وسایل سِحر و جادو زیاد باشد نمی‌توان آن را انجام داد، چه رسد به [اینکه بخواهند] معنای رایج صیحه [را با جادو انجام دهند]، درنتیجه آنچه بیشتر با این مقام تناسب دارد این است که [اگر صیحه همان صدای مادی باشد در این صورت] همه مردم اعم از عموم مردم و علما آن را تصدیق می‌کنند و در این حالت مشکلی پیش نمی‌آید؛ این در حالی است که آنچه قرآن در خصوص اتهام سِحر و جادو خبر داده اکنون محقق شده و بسیاری از علماء و مدعیان علم، وقتی رؤیاهای موید دعوت را برایشان گفتیم سید احمدالحسن را به سحر و جادو متهم کردند، پس چگونه خواهد بود زمانی که صیحۀ کبری رخ دهد و بسیاری از مردم ایمان بیاورند و این اتفاق باعث تهدید پادشاهی و نابودی حکومت آنان گردد؟!

۳- امام صادق (ع) فرمود: (هما صیحتان؛ دو صیحه رخ خواهد داد، …،) تا اینجای حدیث که هشام از ایشان پرسید: چطور آن دو صیحه را از هم باز بشناسیم؟ فرمود: «یعرفها من کان سمع بها قبل أن تکون، …»؛ (هر که پیش از رخ دادنش آنرا شنیده باشد، می‌شناسد).[۱۱]

همچنین عبد الرحمن، در مکالمه‌اش از امام صادق (ع) نقل می‌کند که از ایشان چنین پرسید:

إن الناس یوبخونا ویقولون من أین یعرف المحق من المبطل إذا کانتا؟ فقال: ما تردون علیهم؟ قال: فقال: قولوا لهم یصدق بها إذا کانت من کان مؤمناً یؤمن بها قبل أن تکون، قال الله عز وجل: «أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ».

(مردم ما را توبیخ می‌کنند و می‌گویند: هنگامی که دو صیحه رخ دهد، چگونه صیحه حق از صیحه باطل شناخته می‌شود؟ به ایشان چه پاسخی می‌دهید؟ حضرت فرمود: به آنها بگویید هرکس قبل از رخ دادن آن بدان مومن بوده باشد آنرا تصدیق می‌کند؛ خدای تعالی فرمود: «آیا کسى که به سوى حق رهبرى مى‌کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى‌‏نماید مگر آنکه هدایت ‏شود؟ شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید؟»).[۱۲]

در این دو حدیث، امام (ع) اشاره می‌کند که کسی نمی‌تواند صیحۀ حق را از صیحۀ باطل تشخیص دهد مگر آنکه پیش از وقوع صیحه آن را شنیده باشد و یا بدان مومن باشد و این بدین معناست که پیش از صیحه موعود جبرائیل در ۲۳ رمضان، صیحه‌های دیگری وجود دارد؛ حال، جایگاه و شکل آن صیحه‌هایی که زمینه‌ساز صیحه اصلی است چگونه خواهد بود تا موجب بروز اشکال در فرآیند ظهور نشود؟ چون احتمال دارد که مدعیان دروغین از آن سوءاستفاده کنند، و دیگر اینکه چرا روایات در تعیین زمان آن صیحه‌ها سکوت اختیار کرده و حتی آن صیحه‌ها را مشخص نکرده‌اند تا به عنوان نشانه‌ای برای وقوع صیحه رمضان باشد، بلکه وقوع صیحه رمضان را به عنوان نشانه‌ای برای وقوع صیحه‌های قبلی قرار داده‌اند که هرکس پیش از آن، آنرا شنیده باشد به آن ایمان می‌آورد …. اهل بیت (ع) چقدر شگفت انگیزند و چقدر علمشان والاست، برای این تعارض هیچ راه حلی وجود ندارد مگر آنکه رؤیا را در جایگاه صیحه قرار دهیم و این دقیقاً همان چیزی است که امروز محقق شده و این روزها بسیاری از مردم و خصوصاً انصار، رؤیاهایی می‌بینند که به ظهور امر قائم آل‌محمد (ع) بشارت می‌دهند و کسی که به رؤیا ایمان دارد همان کسی است که صیحۀ رمضان را تصدیق خواهد کرد و کسی که رؤیا را حجت نمی‌داند منتظر مهدی خودش خواهد بود همانطور که یهود از دو هزار سال پیش تا کنون منتظر مسیح است.

۴- در خصوص صیحه، مضامین متعددی وارد شده که برخی از آنها را از کتاب: (الغیبة النعمانی ص ۲۵۳ الی ۲۶۶) نقل می‌کنم:

  • امام باقر (ع) فرمود: «ینادی منادی باسم القائم واسم أبیه»؛ (منادی به اسم قائم و پدرش ندا می‌دهد).
  • امام صادق (ع) فرمود: «ألا إن الحق فی علی بن أبی طالب»؛ (آگاه باشید که حق در علی ابن ابی طالب است).
  • امام باقر (ع) فرمود: «ألا إن المهدی من آل محمد فلان بن فلان»؛ (آگاه باشید که مهدی از آل‌محمد است، فلانی پسر فلانی است).
  • امام صادق (ع) فرمود: «إن فلان هو الأمیر»؛ (فلانی همان امیر است).
  • امام صادق (ع) فرمود: «وینادی منادی أن علیاً وشیعته هم الفائزون»؛ (و منادی ندا می‌دهد که علی وشیعیان او رستگار هستند).
  • امام صادق (ع) فرمود: «ألا أن فلان صاحب الأمر فعلامَ القتال»؛ (آگاه باشید که فلانی صاحب الامر است، پس پیکار چرا؟).
  • امام صادق (ع) فرمود: «فیم القتل والقتال، …صاحبکم فلان»؛ (چرا کُشت و کشتار؟… صاحب شما فلانی است).

می‌بینیم که مضامین صیحه مختلف و متعدد است؛ روایات دیگری نیز وجود دارد که حاوی مضامین دیگری است و همۀ این روایات بر این دلالت دارند که نمی‌توان همۀ این مضامین را یکجا با هم جمع کرد و از آنجا که مضامین روایات با هم متفاوت است بنابراین لازم است که احادیث صیحه بنوعی با هم جمع شوند و این نیز تنها در صورتی ممکن است که صیحه رؤیا باشد، چون در این صورت هر اُمت و جمعیتی به یک صورت امتحان می‌شوند که این مستلزم نوعی از رؤیاست که متناسب با حاجت آنها باشد، بلکه حتی رؤیاها متناسب با هر فردی می‌آیند؛ به همین خاطر مضامین رؤیا متعدد است ولی همگی {در نهایت} به هدایت بسوی امر امام مهدی (ع) می‌انجامد.

۵- زراره از امام صادق (ع) دربارۀ منادی پرسید: چه کسی میتواند صیحه راستین را از دروغین تشخیص دهد؟ ایشان فرمود: «یعرفه الذین کانوا یروون حدیثنا ویقولون انه یکون قبل أن یکون ویعلمون انهم هم المحقون الصادقون»؛ (کسانی آن را تشخیص می‌دهند که حدیث ما را روایت می‌کنند، و می‌گویند: (امر منادی) رخ خواهد داد، پیش از آنکه واقع شود؛ همان‌ها می‌دانند که بر حق هستند و راست می‌گویند).[۱۳]

یعنی مطابق این روایت، امام (ع) تشخیصِ صیحه راستین از دروغین را به سه ویژگی مشروط نمود:

  1. آنهایی که حدیث ما را روایت می‌کنند.
  2. و می‌گویند امر منادی رخ خواهد داد، پیش از آنکه واقع شود.
  3. آنها می‌دانند که بر حق و صادق هستند.

ویژگی اول همان است که انصار امام مهدی (ع) امروزه از آن صحبت می‌کنند و دلیلشان بر هر آنچه که می‌گویند روایات است. اما روش دیگر گروهها، اصول و منطق است یا آنچه که عُقَلاء بر آن اتفاق نظر دارند (همان کسانی که هیچ روزی از روزها متفق نشدند مگر در اوهام کافران یونان، مانند افلاطون، و علمای مسلمانی که از آنان پیروی نمودند … آری عُقَلاء در دشمنی با انبیاء و اوصیاء به اتفاق نظر رسیدند و سزاواتر آن است که آنان را دیوانگان بنامند، نه عقلاء).

و اما کسانی که از شرط دوم سخن می‌گویند نیز تنها انصار هستند. آنان هستند که می‌گویند: “صیحه” همان رؤیا و مکاشفه است و کسی که رؤیا و مکاشفه را تصدیق نکند صیحه را نیز تصدیق نخواهد کرد و این یعنی قبل از وقوعش رخ داده است. اما اینکه برخی علما ادعا کردند که منظور از این ویژگی: (امر منادی رخ خواهد داد، پیش از آنکه واقع شود) اشاره به یک حزب یا گروهِ بر حق است که در برابر گروه باطل قرار دارد، یا اینکه منظور از صیحه بیانات آن گروه است و …، این موضوع با روایاتی که به صیحه، یک بُعد معجزه‌گونه می‌دهد، سازگار نیست.

اما ویژگی سومِ افرادی که صیحه حق را تشخیص می‌دهند این بود که آنها می‌دانند که بر حق و صادق هستند، این بدان معناست که دلیلی که این افراد بر راستی ادعایشان اقامه می‌کنند، از درونشان، یا اینکه از درون خودشان سرچشمه می‌گیرد و هرگز منشا بیرونی ندارد وگرنه چه معنایی دارد که به شخصی بگویی برو و از کسی پیروی کن که خودش را صاحب حق و راستگو میداند!!! و آیا کسی وجود دارد که خودش را اینچنین نداند؟!

بنابراین: آنها خودشان را بر حق و راستگو می‌دانند و این از درونشان سرچشمه می‌گیرد و ارتباطی به جهان بیرون ندارد یعنی فرآیند آگاهیِ آنها از بر حق بودنشان یک ارزیابی علمی نیست و شبیه این ماجرا را می‌توان در برخی از انصارِ درس نخوانده و ساده مثال زد که رؤیاهایی از ائمه دیدند که آنان را برای یاری نمودنِ قضیۀ دعوت، ترغیب می‌کنند، این همان حالتی است که آنان خود را بر حق و صادق به شمار می‌آورند اکنون هم همین است ولی متقاعد شدنِ آنها به اینکه بر حق و صادق هستند، ریشه در یک ارزیابی علمی ندارد بلکه از رؤیایی بدست آمده که از درون خود او پدیدار شده و از جانب خداست. خداوند تعالی میفرماید: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ»؛ (نشانه‌‏هاى خود را در افق‌ها و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است. آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟).[۱۴]

۶- امام صادق (ع) فرمود: «…، فإذا سمعوا الصوت اصبحوا وکأنما على رؤسهم الطیر، …»؛ (وقتی آن صدا را بشنوند، بگونه‌ای شب را صبح می‌کنند که انگار پرنده‌ای بر سر آنهاست).[۱۵] در این روایت صراحتاً گفته شده که آنان شب هنگامی که خوابیده‌اند صدا را می‌شنوند و وقتی صبح بیدار می‌شوند سرگشته و حیران می‌مانند انگار که پرنده‌ای روی سر آنها است.

۷- خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ * یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ»؛ (گوش فرا دار روزی که منادی حق از مکانی نزدیک ندا می‌دهد. * روزی که خلق آن صیحۀ به حق را می‌شنوند؛ آن روز خروج است).[۱۶] صرف نظر از اینکه ندا دهنده در این آیه می‌تواند صیحه اسرافیل یا جبرائیل باشد، باید گفت هر دو از یک سنخ هستند و منظور از آن این است که صیحه از مکانی نزدیک رخ می‌دهد و هیچ چیز به انسان نزدیکتر از خودش به خودش نیست. بنابراین پس حتی اگر این صیحه بر عالم شهادت یعنی دنیا حمل شود، با رؤیا یا مکاشفه نیز مناسبت و همخوانی دارد، زیرا رؤیا تنها راه ارتباطی میان عالم ملکوت و انسان است.

۸- سید احمدالحسن (ع) درباره معجزه می‌فرمایند:

کل نبی من أنبیاء الله سبحانه وتعالى یبعث بمعجزة والمعجزة تکون مشابه لما فی زمانه فعیسى (ع) جاء بإحیاء الموتى وشفاء المرضى لانتشار الطب وموسى جاء بالعصا والآیات لانتشار السحر ویوسف (ع) جاء بالرؤیا وبتأویل الرؤیا لانتشارها فی زمانه، والإمام المهدی (ع) أو المهدی الأول الذی یمهد له أیضا یأتی بما یناسب زمانه وهو العلم بکتاب الله والمعرفة و… ومما یناسب زمانه أیضا الرؤیا، لأنها کما قالوا (ع) لا تکذب فی آخر الزمان وهی الباقیة من النبوة فی آخر الزمان، إذن فالإمام المهدی (ع) یأتی بالرؤیا وتأویل الرؤیا کما جاء بها یوسف (ع) والإیرانیون یعرفون الإمام المهدی بأنه یوسف آل محمد (ع).
وهم (ع) یأتون بالآیات والمعجزات من الله المشابهة لما هو منتشر فی زمانهم لا لمشابهتها لما هو منتشر فی زمانهم کما توهم کثیر من العلماء بذلک بل للّبس ولان لا تکون خالیة من الامتحان فلا یکون هناک إلجاء للأیمان فالدنیا دار بلاء وامتحان ولیؤمن من یؤمن بالغیب قال تعالى (وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکاً لَجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَیْهِمْ مَا یَلْبِسُونَ) (الأنعام:۹).
[۱۷]

هر پیامبری از پیامبرانِ خداوندِ سبحان با معجزه مبعوث می‌شود و معجزه نیز مشابه و متناسب با آن چیزی است که در دورانش رایج است، بنابراین عیسی (ع) زنده‌کردن مردگان و شفای بیماران را آورد، چراکه طبابت و پزشکی در آن زمان رایج بود، و موسی (ع) عصا و آیات را آورد، چراکه سِحر و جادو در آن دوران رونق داشت، و یوسف (ع) با رؤیا و علم به تعبیر آن آمد، زیرا تعبیر رؤیا در آن زمان رونق داشت؛ و امام مهدی (ع) و مهدی اول (ع) که زمینه را برای ایشان فراهم می‌کند، نیز با آنچه با زمانش مناسبت دارد می‌آید، و آن علم به کتاب خداوند و معرفت و… و همچنین رؤیا است، زیرا همانطورکه اهل بیت (ع) فرموده‌اند رؤیا در آخرالزمان صادقه است و باقیماندۀ نبوت در آخرالزمان است، بنابراین امام مهدی (ع) با رؤیا و تاویل آن می‌آید همانطورکه یوسف (ع) با آن آمد، و ایرانی‌ها امام مهدی (ع) را به یوسف آل‌محمد (ع) می‌شناسند.
خلفای خداوند آیات و معجزاتی را از سوی خدا می‌آورند که شبیه آن چیزی است که در زمانشان انتشار یافته است، و این مسئله بخاطرِ شباهت با چیزی که در زمانشان انتشار یافته نمی‌باشد -همانطور که بسیاری از علما اینطور توهم نموده‌اند- بلکه این مسئله بخاطرِ مشتبه شدن است و اینکه فضای امتحان از بین نرود، چراکه ایمانِ اجباری وجود ندارد، بلکه دنیا دار بلاء و امتحان است و ایمان باید ایمان به غیب باشد، خداوند متعال فرمود: «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَیْهِم مَّا یَلْبِسُونَ»؛ (و اگر او را فرشته‏‌اى قرار می‌دادیم حتما او را مرد قرار می‌دادیم و امر را بر آنها مشتبه می‌نمودیم). انتهای کلام سید احمدالحسن

می‌گویم: از آنجا که با توجه به مطالب پیشین اثبات شد که رؤیا از معجزات امام مهدی (ع) است و همراه با فرآیند ظهور رخ می‌دهد و از طرفی صیحه نیز اولین جزء ظهور مقدس است پس مناسب‌تر آن است که صیحه با رؤیا محقق شود. بنابراین سزاوارتر آن است که رؤیا و صیحه یک مصداق خارجی داشته باشند چون با هم وحدت زمانی دارند و حقیقت آنها نیز به هم نزدیک است، زیرا صیحه برای جبرائیل است که مَلک(فرشته) است، و رؤیا نیز از جانب ملائکه است.

۹- در روایتی آمده است:

إذا وافق شهر رمضان لیلة الجمعة فتکون هذه الصیحة توقظ النائم وتقعد القائم وتخرج العواتق من خدورهن فی لیلة جمعة فإذا صلیتم الفجر من یوم الجمعة فادخلوا بیوتکم وأغلقوا أبوابکم وسدوا کواکم ودثروا أنفسکم وسدوا آذانکم فإذا أحسستم بالصیحة فخروا سجداً وقولوا سبحان القدوس ربنا القدوس فانه من فعل ذلک نجا ومن لم یفعل ذلک هلک.

(وقتی ماه رمضان مقارن با شبِ جمعه شد، این صیحه شخصِ خوابیده را بیدار می‌کند، شخصِ ایستاده را می‌نشانَد، و دخترکان را در شب جمعه از اقامتگاهشان بیرون می‌کشانَد، پس وقتی در روز جمعه نماز صبح را خواندید به خانه‌هایتان بروید، درها را ببندید، دهان‌ها را ببندید، خود را با رو انداز بپیچید، گوش‌هایتان را ببندید، و هرگاه صیحه را احساس کردید به سجده در آیید و بگویید: سبحان القدوس (پاک و منزه است آن مقدس)، ربنا القدوس (پروردگار ما آن پاک مقدس است)، هر که چنین کند نجات یافته است و هر که چنین نکرد هلاک می‌شود).[۱۸]

هر که در خواندن این روایت دقت کند نتایجی را از آن خواهد فهمید:

الف: هر کس نسبت به شنیدنِ یک صیحه و صوت مادی حریص باشد و منتظر آن باشد، برای شنیدن آن اسباب آرامش را فراهم می‌کند یا اینکه به بیابان یا پشت بام منازل می‌رود، نه اینکه درها، دهانها و گوشها را ببندد و خودش را در پتو بپیچد. پس این مسئله با فهم ظاهری که برخی از این روایت دارند متعارض است.

ب: بر فرض که معنای ظاهری صیحه را بپذیریم و اینکه یک صیحه مادی و پرقدرت باشد بطوری که علی‌رغم همۀ موانع ذکر شده شنیده شود، در این صورت دیگر چه نیازی به قراردادن این موانع است؟ اگر صیحه آنقدر قدرتمند باشد که با همۀ اینها باز هم شنیده شود در این صورت کسی نمی‌تواند آنرا انکار نماید، … ولی روایات می‌گویند که صیحه انکار می‌شود.

ج: اقدام به قرار دادنِ همۀ موانعِ ذکر شده، مستلزم آن است که انسان پیش از وقوع صیحه، آن را شنیده باشد یا حداقل بوسیله افرادی که تا قبل از آن(یعنی قبل از اذان فجر) آنرا شنیده‌اند، از آن آگاه بشود و پس از آن، موانعِ یاد شده را قرار دهد و منتظر شنیدنِ صیحه باشد و بعد از آن نیز خدا را شکر کند و این نیز با معنای ظاهری و معروف صیحه در تعارض است، بلکه حل این تعارض مستلزم یک مطلبِ نمادین و رمزی است.

د: فهم این روایت، همراه با یک مطلب نمادین و رمزی است و اینکه صیحه ماهیتی غیرمادی داشته باشد، در این صورت اولین تعارضی که در اینجا حل می‌شود این است که قرار دادن موانع(بستن دَر و گوش و ..) برای دوری از فضای بیرون(صیحه ابلیس) است تا اینکه زمینه برای شنیدن صیحۀ حق از عالم ملکوت فراهم شود؛ یعنی اینکه تعلقات و ارتباطات بت پرستی با محیط بیرون به طور کامل قطع شود. و این موانعی که رسول خدا (ص) نسبت به قرار دادن آنها تاکید می‌کند، سببی موثر و کارآمد برای شنیدن حق و دوری از شبهات باطل و وسوسه‌های شیطانی است و این موضوع، امروزه محقق شده است چرا که برخی از علما به حجت بودن رؤیای صادقه اقرار نمی‌کنند بلکه حتی سیستانی علناً و آشکارا به تکذیبِ هر فردی که مدعیِ دیدار امام مهدی باشد فتوا داده است (به کتاب پاسخ‌های دندان شکن رجوع نمایید). حال، این چه معنایی دارد جز تکذیب صیحه؟ بدانید که اینها خودشان را در جایگاه ابلیس (لع) قرار دادند، و صیحۀ باطل را ساخته و با هر وسیله‌ای آن را سَر دادند.

ه: مطابقِ این روایت، صیحه در ۲۳ ماه رمضان رخ می‌دهد و پس از صبح باید منتظر آن بود، این مطلب بر مفاهیمی نمادین دلالت دارد که سید احمدالحسن (حفظه الله) بدان اشاره نموده و مضمون[۱۹] آن چنین است:

کون الصیحة فی تلک اللیلة المبارکة وهی لیلة القدر هو إمضاء وإقرار للصیحة فی تلک اللیلة لذلک العام حالها حال جمیع المقادیر التی تمضى لجمیع الخلائق فی تلک اللیلة فی کل عام حسب ما ورد عن أهل البیت (ع) وعلیه تکون الصیحة فی تلک اللیلة الموعودة نافذة ومقرة ولا یعنی هذا إنها ستکون مقتصرة السماع على تلک اللیلة فقط کما هو مفهوم عند الناس بل إنها سوف تثبت فی تلک اللیلة وسمع صداها ابتداءاً منها إلى جمیع الأیام التی تلیها …

صیحه در شب مبارک قدر رخ می‌دهد، این بمعنای امضا و تثبیت صیحه در آن شب از آن سال است. و اوضاع آن مثل اوضاع همۀ مقادیری است که بر اساس روایات، برای تمامی مخلوقات در شب قدر در هر سالی امضا می‌شود؛ بنابراین صیحه در آن شبِ موعود، نافذ است و تثبیت می‌شود اما این بدان معنا نیست که شنیدنِ آن، تنها به همان شب محدود باشد همانطور که مردم به اشتباه تصور می‌کنند، بلکه آن در شب قدر تثبیت می‌شود و شنیدن آن نیز از همان شب شروع می‌شود و در روزهای بعدی ادامه پیدا می‌کند …[۲۰]

 شایسته است در اینجا به برخی از روایات اشاره کنیم که صراحتاً گفته‌اند صیحۀ جبرائیل در ابتدای شب رخ می‌دهد. و این مطلب یک تصویر کلی از صیحه (بدست ما) می‌دهد که از ظاهر روایات بدور است چرا که اواخر دوران  فترت در زمان غیبت کبری، یعنی بُرهۀ پیش از ظهور شبی سیاه و تاریک است، چرا که طبیعتاً با دوران تاریکی و سرگردانی و دوری از مسیر خدا همراه است که باعث شده از آن به “ابتدای‌شب” تعبیر شود. در این دورانِ پیش از ظهور است که صیحه‌های پیش از صیحه موعود رخ می‌دهند و روایاتی که خواندیم اشاره‌ به همین صیحه‌ها دارد که در عالم خارج عبارت بود از رؤیاهایی که بسیاری از مردم، چند سال پیش از شروع قضیه احمدالحسن فرستادۀ امام مهدی (ع) از آن سخن می‌گفتند. سپس بعد از آن صیحۀ موعود در رمضان است، همچنین إذن به فتح المبین که با آن درب‌های ملکوت برای خلق طبیعتاً بوسیله رؤیاها و بحسب شایستگی‌هایشان، گشوده می‌شود، و روایتی وجود دارند که نماز صبح را به بعد از صیحه که طبیعتاً بعد از طلوع فجر است موکول کرده‌اند و خدا می‌داند شاید منظور از طلوع فجر، همان ظهور مقدس و گسترش آن باشد. به همین خاطر است که رسول خدا (ص) به صورت دستوری فرمود: اگر صیحه در شب جمعه رخ داد و خبرش (خبر نماز صبح) منتشر شد، به خانه‌هایتان بروید و … یعنی اینکه سعی کنید تنها از راه خلوت کردن با خدای خود، از حق بودن آن مطمئن شوید و به هیچ صدای مادی که باعث ضایع شدن حقیقت می‌شود گوش نکنید. سپس ایشان (ص) فرمود: وقتی صیحه را حس کردید (یعنی از طریق رؤیا)، و او (ص) این را می‌گوید علیرغمِ آنکه گفته است صیحه در شب قبل رخ داده، و این یعنی آنکه شنیدن آن در شب‌های بعد را منتفی نمی‌داند بلکه نسبت به شنیدن آن ترغیب می‌نماید. … بدین شکل معنای واضح می‌گردد ان‌شاء‌الله. والحمد لله وحده.[۲۱]

در پایان، نظر شهید محمد صادق صدر در این موضوع را برای خواننده می‌آورم که در: الموسوعة المهدویة ج۳ ص۱۲۴ موجود است، ایشان ابتدا سه فرض برای صیحه مطرح می‌کند:

  1. صدای مهیبی در آسمان که حامل معانی کلمات است، و بشکل معجزه رخ می‌دهد.
  2. صوتی در آسمان که ورای طبیعت مادی است؛ چراکه صدای یکی از ملائکه است، و بشکل معجزه رخ می‌دهد.
  3. صدای جنگ و بمب و موشکها است.

و بطور خلاصه، نظر سید شهید این است: (فَزَع (برآشفتگی) به معنای صیحه است. و این دو (صیحه و فزع) نشانه‌ای یکسان هستند که گردن دشمنان خدا در برابرشان خم می‌شود و این مطابق با فرض دوم است. این فزع ناشی از صوت جبرائیل امین است که در دل دشمنان خدا افکنده می‌شود ولی این صوت برای مومنان بشارت بزرگی خواهد بود که حکایت از نزدیک شدن فَرَج و ظهور دارد و برای همین به این صوت توجه بسیاری می‌شود طوری که خوابیده را بیدار، بیدار را آشفته و دخترکان را از خانه‌شان بیرون می‌آورَد).[۲۲]

این بدان معنا است که نظر سید شهید، مطابق با حقیقت بوده است، اینکه صوت جبرئیل در دلها خواهد بود و نه در گوش‌ها، و این بجز از راه رؤیا و مکاشفه نمی‌باشد. در پایان، به همۀ مردم و جویندگان حق می‌گویم: اکنون صیحه در آسمان جریان دارد و می‌گوید حق با سید احمدالحسن (حفظه الله) است. ولی شما بر دل‌هایتان پرده افکنده‌اید و در گوش‌هایتان پنبه نهاده‌اید چون کسی که آن را نمی‌شنود و تصدیق نمی‌کند بدان ایمان نمی‌آورد. این همه تکبر بر فرستادۀ امام مهدی (ع) و بلکه بر خود مهدی (ع) و بلکه بر خود خداوند سبحانه و تعالی برای چیست؟ و لا حول و لا قوة الا بالله.

***

لینک‌های دانلود : pdf + word


[۱] فصل الخطاب فی حجیة رؤیا أولی الألباب بقلم الأستاذ احمد حطاب الفیصلی ۱ / ربیع الأول / ۱۴۲۶ هـ .ق

https://www.almahdyoon.org/sunna/۳۸-maktaba/kotob-ansar-alimam-almahdy/۲۷۵-fassl-alkhitab.html

[۲] منبع و ترجمه فارسی: کانال تلگرام یمانیون Yamaniyoon@ ، طراحی، ویرایش و اصلاح: صادق شکاری: sadeghshekari.com

[۳] غیبة النعمانی ص۲۶۲.

[۴] غیبة النعمانی ص۲۵۹.

[۵] غیبة النعمانی ۱۹۷.

[۶] قرب الإسناد ص۳۸۰.

[۷] دار السلام: ج ۱ ص ۱۸. دکتر زکی انصاری در کتاب در پیشگاه صیحه در مورد این حدیث می‌نویسد: (و این روایت شریف، به امر بسیار مهمی اشاره می‌کند و آن قرار دادن رؤیا و بینندۀ آن در یک میزان است و آن میزان، صداقت است یعنی هر دوی ایشان صادق می‌باشند و اگر صدق‌شان نبود جزئی از اجزای نبوت نبودند و این صدق، یک سؤالی را مطرح می‌کند مبنی بر این که آیا این صدق، یک امر ذاتی است یعنی از ذات مؤمن نشأت می‌گیرد یا بر اثر عوامل خارجی حاصل می‌آید؟ اگر این امر ذاتی باشد، مستلزم عصمت ذات مؤمن می‌باشد و احدی چنین سخنی را نمی‌گوید نه قبل و نه بعد. بسیاری از مؤمنین قبل از آخرالزمان بودند ولی هرگز خواب‌ها و بینندگان آنها، احوالی هم چون آخرالزمان نداشتند پس چرا این امر تنها به مؤمنان آخرالزمان محصور گشته است؟؟ آیا در آخر الزمان، باز دارنده‌ای (معصوم) در میان بوده که مؤمن را در رؤیایش معصوم می‌کند مبنی بر این که او بر بصیرتی از امرش بوده و با نور خدا می‌بیند؟؟ و آشکار است که نور خدا، همان حجت معصوم در هر زمان است؛ لذا مؤمنِ آخرالزمان باید به معصومی معتصم گشته باشد تا رؤیا و بینندۀ آن را از اجزای نبوت قرار دهد. و هم چنین امر دیگری وجود دارد که وجه تمایز برای مؤمنِ آخرالزمان را آشکارتر می‌سازد، و آن وجود حجت معصوم برای آنان – طبق وصیت رسول خدا (ص) – است که همان اولین مؤمنین می‌باشد. بدین معنا که هر کس به اولین مؤمنین ملحق شود، مؤمن می‌گردد و رؤیایش و فرموده امام صادق (ع) را تصدیق می‌کند، و اگر وجود حجت معصوم نبود، سخن و رؤیای مؤمن از دیگر مؤمنینی که غیر از آخر الزمان می‌زیستند، تمایزی نمی‌یافت و هرگز سخن و رؤیایشان با آن صفت، توصیف نمی‌شد و دیگر این که رؤیا ارتباطی خاص و نزدیک با صاحب امر در آخرالزمان دارد و علامتی دلالت کننده بر آن و بیانگر امرش می‌باشد؛ لذا روایت شده که: (احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا (ع) در مورد رؤیا سؤال کردم. حضرت امتناع ورزید سپس فرمود: اگر آن چه را می‌خواهید به شما بدهیم قطعاً برای شما شر شده و گردن صاحب این امر را می‌بَرد). مختصر بصائر الدرجات- للحسن بن سلیمان الحلی: ص۳۰۹

[۸] یّـس:۸۳

[۹] غیبة النعمانی: ص ۲۵۴.

[۱۰] غیبة النعمانی: ص ۲۶۸.

[۱۱] غیبة النعمانی: ص ۲۶۶.

[۱۲] غیبة النعمانی: ص ۲۶۶. سوره یونس آیه: ۳۵

[۱۳] غیبة النعمانی: ص ۲۶۴.

[۱۴] سورۀ فصّلت آیه: ۵۳

[۱۵] غیبة النعمانی: ۲۶۳.

[۱۶] سورۀ ق آیه: ۴۱-۴۲

[۱۷] غیبة النعمانی: ص ۲۶۶. سوره یونس آیه: ۳۵

[۱۸] الملاحم و الفتن- ابن طاووس: ص ۴۲.

[۱۹] … أشار لها السید احمد الحسن (حفظه الله) بما معناه …

[۲۰] آنچه در ادامه می‌آید دو اشاره از اخبار سید (ع) در مورد صیحه است که در بعضی منابع انصار امام مهدی (ع) آمده است:

الاشاره الاولى: فی یوم من الایام کنا جالسین فی الحسینیة على شکل حلقه صغیره وجالس بیننا القائم (ع) من بعد صلاة المغرب والعشاء الى صلاة الفجر وکانت الحلقه عبارة عن سؤال وجواب فسئلوه الاخوه الانصار الکثیر من الاسئلة منها عن حقیقة محمد وال محمد (ص) فی السماء السابعة وعن الایام الثلاثه لرسول الله محمد (ص) والکثیر من الاسئله، حتى ورد هذا السؤال من احد الانصار: سیدی احمد الحسن (ع) لقد عرفنا ان الصیحة هی الرؤیة والکشف ولکن اسأل هل هناک صیحة فی هذا العالم المادی اثناء القیام؟ فأجاب السید (ع) بهذا الجواب: (فی اول یوم من قیام الامام المهدی (ع) راح کل الناس تشوف رؤیا حتى الکلب راح یشوف رؤیا). وانتهى کلامه الى هنا

اشارۀ اول: روزی بصورت حلقه در حسینیه نشسته بودیم و در بین ما قائم (ع) نیز بود، بعد از اتمام نماز مغرب و عشا تا وقت نماز صبح حلقه تشکیل داده بودیم و جلسه عبارت بود از سوال و جواب. و برادران انصار هر کدام به نوبت خود سوالی می‌پرسید و از جمله سوالات: حقیقت محمد و آل محمد (ص) در آسمان هفتم، و همچنین سوال از سه روز مختص محمد (ص) در هفته شد، تا این که یکی از انصار پرسید: ای سرورم احمدالحسن (ع) دانستیم که ندا همان رویا یا خواب صادقه است، اما آیا ندایی هم در عالم مادی در هنگام قیام وجود دارد؟ سید (ع) چنین جواب فرمود: (در اولین روز از قیام امام مَهدی (ع) همه رویا یا خواب میبینند حتی سگ). پایان کلام سید

آنچه که از کلام ایشان (ع) متوجه شدم این است که صیحه جبرئیل در ابتدای ظهور امام مَهدی (ع) دریچه‌ای کوچک در آسمان باز خواهد کرد که ارواح مومنین از آن به آسمان عروج می‌کنند، آنگاه هم او را می‌بینند و هم شهادت خدا را می‌شنوند به صاحب حق جدید، یمانی موعود (ع)؛ ولیکن این فتح آسمانی بمرور بیشتر می‌شود تا اینکه در اولین روز از قیام امام مَهدی (ع) نزدیک باشد تا آسمان بصورت کامل باز شود تا هر نفسی به ملکوت عروج کند و شهادت خدا برای قائم بشنود و ببیند حتی سگ، و منظور از سگ همانا دشمن دعوت یمانی است که بزودی از ملکوت خواهد دید وشنید، و بنابر آنچه در قرآن کریم آمده منظور از صفحه آسمان، حجابی برزخی است برای عروج در آسمان‌ خداوند متعال می‌فرماید: «یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ»؛ (روزی که آسمانها را مانند طومار در هم پیچیم و به حال اول که آفریدیم باز برگردانیم، این وعده ماست که البته انجام خواهیم داد). «وَیَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِکَةُ تَنزِیلاً»؛ (و روزی که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند). «فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَکَانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهَانِ»؛ (پس آنگاه که آسمان از هم شکافد و چون چرم گلگون گردد). «وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وَاهِیَةٌ»؛ (و آسمان از هم بشکافد و در آن روز است که آن از هم گسسته باشد). «السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ کَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً»؛ (آسمان بدست او در هم شکافد وعده او به انجام رسد). «وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ»؛ (و آن زمانی که آسمان بشکافد). «وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَکَانَتْ أَبْوَاباً»؛ (و آسمان گشوده و درهایى [پدید] آید). «وَإِذَا السَّمَاء کُشِطَتْ»؛ (و آنگاه که آسمان زجا کنده شود). «إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ»؛ (آنگاه که آسمان درز بردارد). «إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ»؛ (در آن هنگام است که آسمان شکافته شود). تمام این آیات اشاره به باز شدن آسمان (در قیامت صغری) است اما آنکه فطرتش برعکس شده باشد هرگز بدان ایمان نخواهد آورد و آن را سحری عظیم خواهد خواند، چنانچه خدای متعال می‌فرماید: «وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَیْهِم بَاباً مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِیهِ یَعْرُجُونَ * لیقولون انما سکرت ابصارنا بل نحن قوما مسحورون»؛ (و اگر درى از آسمان بر آنان مى‏گشودیم که همواره از آن بالا مى‏رفتند * قطعا مى‌گفتند در حقیقت ما چشم‏بندى شده‏‌ایم بلکه ما مردمى هستیم که افسون شده‏‌ایم).

و اما اشاره دوم: لوح محو و اثبات از آن خداست، و ام الکتاب نیز نزد اوست، و بدا در هر امری بجز موعود و قائم جاری‌ست حتی در امور محتوم، و همان‌طور که می‌دانید صیحه از علامت‌های محتوم است، و شاید خدا در صیحه بدا کند (و ندا به وقوع نپیوندد) پس آیا در این صورت به قائم (ع) خواهی گفت: برگرد اِی فرزند فاطمه زیرا که هیچ ندایی نشنیدیم؟ یا اینکه به واجب عمل کرده و نسبت به محمد و آل‌محمد (ع) تسلیم خواهی شد، تسلیمی مطلق. از امام باقر (ع) نقل شده که خطاب به ضریس فرمود: (اگر آن ندایی را که گفتیم نشنیدی چِکار خواهی کرد؟ ضریس گفت: آنچه را که شما گفتید عمل خواهم کرد. ایشان (ع) فرمود: بخدا قسم این همان تسلیم است و الا ذبح خواهد بود و با دست به حلق خود اشاره کرد). مختصر بصائر ص ٧٣.

منبع: صیحة جبرائیل بین تفسیر القائم (ع) وأراء الفقهاء:

http://vb.almahdyoon.com/showthread.php?t=۱۴۳۲

[۲۱] ومما یستوجب الإشارة إن بعض الروایات صرحت بان صیحة جبرائیل تکون فی أول لیلة مما یعطی صورة عامة للصیحة بعیدة تماماً عن ظاهر الروایات إذ إن آخر فترة فی الغیبة الکبرى أی قبل الظهور وهی طبعاً فترة الظلام والتیه والابتعاد عن طریق الله وبالتالی فهو ظلام اللیل الحالک وهو ما عبر عنه (بأول اللیل) الذی یسبق الظهور وهی حدوث صیحات تسبق الصیحة الموعودة وقد إشارة إلیها الروایات الآنفة وهی فی ارض الواقع رؤیات اخبر عنها کثیر من الناس قبل حدوث قضیة احمد الحسن رسول الإمام المهدی (ع) بسنین ثم بعد ذلک تکون صیحة رمضان الموعودة وتکون إیذان الفتح المبین ، فتح أبواب الملکوت أیضاً بالرؤیات للخلق وکل بحسبه والروایة هنا تنتقل إلى صلاة الفجر وهی بعد الصیحة طبعاً والمقصود والله اعلم بالفجر وهو الظهور المقدس وانتشاره … لذلک قال الرسول (ص) وبصیغة الأمر .. إنکم إذا صارت الصیحة فی لیلة جمعة وانتشر خبرها (صلاة الفجر) فادخلوا فی بیوتکم و …أی حاولوا أن تتأکدوا من الحق عن طریق الاختلاء بالله فقط ولا تسمع لأی صوت مادی أن یضیع علیک الحق ثم یقول فإذا أحسستم بالصیحة (أی عن طریق الرؤیا) وهو (ص) یقول هذا على الرغم من انه یقول إن الصیحة قد کانت فی اللیلة السابقة ولا ینفی سماعها لاحقاً بل هو یحث على ذلک … وبهذا یتضح المعنى إنشاء الله والحمد لله وحده . (فصل الخطاب فی حجیة رؤیا أولی الألباب؛ الفصل الخامس، علاقة الصیحة بالرؤیا: احمد حطاب الفیصلی)

[۲۲] انتهى الموسوعة المهدیة ج۳ ص۱۲۴.


مطالب مرتبط: (جهت دریافت روی نام مورد نظر کلیک نمایید)
1- کتاب در پیشگاه صیحه (بین یدی الصیحة .. قراءة فی الاحلام منهجا وعلما) – مؤلف : زکی انصاری
2- کتاب رؤیا در مفهوم اهل بیت (الرؤیا فی مفهوم اهل البیت) – مؤلف : استاد ضیاء زیدی
3- کتاب ختم کلام در مورد رؤیای مادر امام زمان (الإفحام فی رؤیا أم الإمام المهدی) – مؤلف : علاء رزاق اسدی
4- کتاب تفسیر خواب‌های صادقه – مؤلف : عیسی مزرعاوی
5- دعاء رؤیا – سید احمدالحسن (ع)
6- صیحه یا ندای آسمانی (برگرفته از کتاب گفتگوی داستانی – شیخ ابو احسان انصاری٬ ص 123-108)
7- صیحه آسمانی (گرد آورنده : خواهر همای سعادت)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خطبه مخزون امام علی (ع) – متن و ترجمه

دانلود کتاب مقدس: تورات و إنجیل (عهد قدیم و جدید)

دانلود کتاب‌های سید احمدالحسن (ع)