حدیث مفضل بن عمر درباره وقایع زمان ظهور و رجعت

 


  • عنوان: حدیث مفضل بن عمر از امام صادق (ع) درباره وقایع زمان ظهور و رجعت
  • موضوع: علامات ظهور المهدی (بحار الأنوار ؛ ج‏۵۳ ؛ ص۱ باب ۲۸ ما یکون عند ظهوره (ع) بروایة المفضل بن عمر)
  • پدیدآور: محمد باقر بن محمد تقى مجلسی ( ۱۰۳۷- ۱۱۱۰ق)‏
  • گردآوری و تنظیم : صادق شکاری
  • زبان: عربی + ترجمه فارسی
  • مترجم: علی دوانی
  • فرمت: pdf word
  • تعداد صفحات: ۵۸
  • سایز: A۴: B zar ۱۵ رنگی

گفتاری از علامه مجلسى پیرامون حدیث مفضل بن عمر 

مؤلف: بدان که تاریخ ولادت مهدى علیه السلام که در این روایت ذکر شده با آنچه سابقا گذشت‏[۱] مخالفت دارد دیگر اینکه مشهور اینست که شهر سامره را معتصم عباسى ساخت. شاید متوکل بناى آن را تمام کرده، و بنام او معروف گشته است. فیروزآبادى در «قاموس» مینویسد: «سر من رأى» که نام شهر سامره است، یعنى هر کس آن را دید مسرور شد. و علت این نام آن بود که وقتى معتصم شروع ببناى آن شهر کرد، بر لشکر وى دشوار آمد، ولى وقتى منتقل به آنجا شد، هر کس از سپاه او آنجا را دید مسرور گشت لذا آن شهر را «سر من رأى» و به تخفیف «سامره» خواندند.

و اینکه مفضل پرسید: «آیا حسین بر خلاف سنت قائم عمل میکند» شاید معنى آن این باشد که (با تعجب میپرسد) چطور مى‏شود حسین بر خلاف سنت قائم، پیش از ظهور او رجعت مى‏کند؟ حضرت جواب داد که رجعت امام حسین بعد از قیام قائم است. زیرا پیش از قیام قائم هر بدعتى ضلالت بزرگ و گمراهى است.

و اینکه: امام زمان علیه السلام میفرماید: … «بداند که من آدم و نوح و ابراهیم … هستم» یعنى علم و فضل و اخلاق آنها را که بخاطر آن شما از آنها پیروى میکردید، و آنها را میداشتید، من نیز همان علم و فضل و اخلاق را دارم.

و اینکه: فرمود: امام زمان تمام گناهان آینده مردم را بگردن دو خلیفه میاندازد، علت آن روشن است. زیرا آنها امیر المؤمنین علیه السلام را از حق خودش منع کردند و از خلافتش دفع نمودند و این دو سبب شد که سایر امامان نیز کنار زده شوند و در صحنه اجتماع مغلوب گردند. و بعکس خلفاى ظالم بر سر کار آیند و تا زمان ظهور قائم بر مردم چیره شوند، و این جنایت و ظلم منشأ و علت کافر شدن هر کافرى و گمراهى هر گمراهى و فسق هر فاسقى گردید.

زیرا اگر امام بخلافت مى‏رسید بواسطه قدرت و اقتدارش و استیلاء و بسط یدى که داشت میتوانست از هر گونه کفر و گمراهى و فسق و مفاسد جلوگیرى بعمل آورد. علت اینکه امیر المؤمنین علیه السلام در ایام خلافتش قدرت بر بعضى از امور پیدا نکرد این بود که آن دو نفر قبلا اساس ظلم و ستم را پایه‏‌گذارى کرده بودند، و این موضوع در دلهاى مردم ریشه دوانیده بود.

و اما علت اینکه گناهان گذشته بشر قبل را نیز بگردن آنها انداخت، این است که آن دو نفر راضى بافعال مردم امثال خود بودنند، مانند ممانعت جانشینان پیغمبران از رسیدن بحقشان و هر فسادى که بر این نیت و عمل مترتب مى‏شود. زیرا اگر آنها این افعال را زشت میدانستند، خودشان مرتکب آن نمیشدند، و هر کس راضى بفعل کسى باشد مانند این است که خود مرتکب آن شده است. چنان که آیات بسیارى دلیل بر این مدعاست.

مانند اینکه خداوند کارهاى زشت پدران یهود را نسبت بخود اینان داده و یهودان زمان پیغمبر را بواسطه آنچه پدرانشان در عهد حضرت موسى و سایر اعصار مرتکب میشدند، نکوهش میکند. زیرا که خدا میدانست یهودان عصر پیغمبر از اعمال پدرانشان رضایت دارند، و نیز روایات مستفیضه هم از طریق شیعه و سنى مؤید این مطلب است.

بعلاوه دور نیست که ارواح ناپاک آنها در صدور آن امور مفسدت انگیز از اشقیاء، مدخلیت داشته است. همان طور که ارواح پاک اهل بیت پیغمبر مؤید و مدد کار کارهاى خوبى بوده که پیغمبران انجام میداده‌‏اند. و در رفع گرفتارى‏ها واسطه بوده‌‏اند، چنان که در کتاب «امامت» گذشت از اینها گذشته، ممکن است مطلب را این طور تأویل کنیم که: امام زمان علیه السلام تمام کارهاى آن دو نفر را تطبیق باعمال اشقیا میکند و ثابت مینماید که آنها در شقاوت مانند همه اشقیاى عالم بوده‌‏اند، زیرا هر کار شقاوت آمیز اشقیاى عالم، از آنها نیز صادر شده است.

و اینکه: خدا در آیه گذشته فرمود: اشقیا در آتش دوزخ و سعادتمندان در بهشت هستند، مگر اینکه خداوند تو بخواهد- آنها را نجات دهد- إلا ما شاء ربک‏ شاید حضرت خواسته است که در این آیه خواستن خدا را بزمان رجعت تفسیر کند به این معنى که در اینجا مقصود از بهشت جهنم، عالم برزخ باشد، چنان که در روایت دیگر هم رسیده است و با این بیان حضرت استدلال کرده است که این زمان منوط به مشیت خداوند است که براى مردم روشن نیست، و این معنى بهترین وجهى است که مفسرین در تفسیر این آیه ذکر کرده‌‏اند.[۲]

لینک دانلود : pdf word


[۱] ( ۲) در پاورقى صفحه ۲۱۷ گفتیم که مشهور میان دانشمندان شیعه اینست که آن حضرت در روز جمعه نیمه ماه شعبان سال ۲۵۵ هجرى در شهر سامره متولد شده است. بنا بر این هنگام وفات پدر بزرگوارش حضرت عسکرى( ع) سنه ۲۶۰ پنج ساله بود، و این درست عکس این حدیث است که در صفحه ۱۱۵۱ گذشت. شاید راوى یا کاتب اشتباه کرده باشد.

[۲] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مهدى موعود ( ترجمه جلد ۵۱ بحار الأنوار) – تهران، چاپ: بیست و هشتم، ۱۳۷۸ ش.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

دانلود کتاب مقدس: تورات و إنجیل (عهد قدیم و جدید)

خطبه مخزون امام علی (ع) – متن و ترجمه

دانلود کتاب‌های سید احمدالحسن (ع)