بازخوانی اندیشههای سیاسی آقای خمینی (ره) و سید احمدالحسن (ع)
عنوان کتابچه : بازخوانی اندیشههای سیاسی آقای خمینی (ره) و سید احمدالحسن (ع)
موضوع : روشنگری از شبهات مطرح شده در دعوت یمانیه با بررسی دیدگاههای مشترک و اختلافی، آقای خمینی و سید احمدالحسن؛ از طریق سخنان و کتابهای فتنهگوساله و مسیری بسوی خدا، و مقایسه آن با کتاب حکومت اسلامی
تهیه و تنظیم : صادق شکاری
زبان : فارسی + متن عربی روایات
فرمت : pdf + word
تعداد صفحات : ۵۱
سایز : A۴. B Mitra ۱۵ – ۱.۵۰ MB رنگی
تاریخ نوشتار : ذوالقعده ۱۴۴۰ ه.ق
پیشگفتار
کتابچه پیشرو مجموعهای است از مطالب برگزیده دو کتاب (فتنهگوساله) و (راه بسوی خدا) نوشته سید احمدالحسن و مطالب مهم و انتهایی کتاب ولایت فقیه آقای خمینی، که با قرار دادن آنها در کنار هم شباهتهای فکر، اعتقادی و سیاسی، این دو شخصیت بزرگ عصر ظهور که مقدمات حکومت امام زمان (عج) را فراهم آوردند، برای ما نمایان میسازد.
آقای خمینی همان قائم خراسان: (فإِذَا قَامَ الْقَائِمُ بِخُرَاسَانَ الذی أتى من الصین و مُلْتَان). «آنگاه که قیام کننده خراسان قیام کرد آنکه از صین و مُلْتان (سرزمین هندوستان) میآید» و اولین نفر از مجموعه حاکمان ایران در دوران فترت[۱]، و در آخرالزمان است که از قُم قیام میکند و مردم را به بخشی از حق فرا میخواند: (رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ). «مردى از اهل قم، مردم را به حق دعوت مىکند و قومی که همچون آهن در مسیر خود استوارند اطراف او را میگیرند».[۲]
اندیشههای آقای خمینی در زمینه دین و سیاست سبب شکلگیری حکومتی در ایران شد که ساختارهای اجتماعی و نظامی، مناسب پیش از ظهور را فراهم آورد؛ بدین ترتیب انقلابش مقدمهسازی و آمادهسازی بوده است از طرف خداوند، برای انقلابی بزرگتر در زمان ظهور یمانیموعود ومهدیاول، آنچنانکه سید احمدالحسن در خطبه حج میفرمایند:
(ولم أأت لأدعوا الى الحق کله الى الحق المطلق بدون تمهید وتهیئة من الله سبحانه. لقد عرفکم الله حقیقة هؤلاء العلماء غیر العاملین لمّا بعث الله علماء دعوهم الى شیء من الحق فواجههم العلماء غیر العاملین بالقتل والتشرید، قتلوا شخصیاتهم ومهد للطغاة قتل أبدانهم وتشریدهم، وبین أیدیکم السید الخمینی والسید محمد باقر الصدر والسید محمد محمد صادق الصدر، عمیت عینٌ لا ترى الحقیقة أو أنها تتغاضى عنها).
«نیامدهام که بدون مقدمهسازی و آمادهسازی الهی شما را به تمام حق، و به حق مطلق دعوت کنم. بدرستیکه خداوند، حقیقت این علماى بىعمل را به شما نشان داد، آن زمانی که علمای با عمل را مبعوث کرد که ایشان را به اندکی از حق فرا خواندند، پس، علماى بىعمل با قتل و فراری دادن، با آنها مقابله کردند، شخصیتشان را ترور کردند، و اینگونه برای طغیانگران، زمینۀ قتل بدنی و تبعید کردن آنها را فراهم نمودند. و نمونههای بارز علمای هدایتگر زمان معاصر، سید روح الله خمینى و سید محمد باقر صدر و سید محمد محمد صادق صدر میباشند. کور شود چشمانى که حقیقت را نمىبینند و یا از آن چشم پوشى مىکنند».
آری، اینگونه خداوند حکیم بندگان را آماده پیروی از حق مینماید تا اینکه در روز قیامت حجت و بهانهای در عدم تبعیت از فرستاده امام مهدی نداشته باشند.
آنان که خواهان اطلاعات بیشتر درمورد انقلاب ایران و ویژگیهایش هستند میتوانند به مقالهای که در این زمینه نوشتهام مراجعه نمایند،[۳] ولکن در این کتابچه قسمتی از اندیشههای سید احمدالحسن و آقای خمینی، در سه بخش آورده میشود تا با قرار دادن آنها در کنار هم گوشهای از اتحاد اعتقادیسیاسی این دو مرد بزرگ، برای ما نمایان شود.
لازم بذکر است که اشتراکات فکری این دو بیش از آن چیزی است که در اینجا با آن روبرو میشوید. خوانندگان محترم اکثرا با افکار و عقائد آقای خمینی آشنایی دارند، اما افراد بسیاری هستند که سید احمدالحسن را نمیشناسند و دلایت حقانیتش را نمیدانند، که در این صورت پیشنهاد میکنم به سایت انصار امام مهدی مراجعه نمایند و برای آشنایی بیشتر با این اشتراکات فکری کتابهای (سرگردانی)، (فتنهگوساله)، (حاکمیت خداوند) و (جهاد درب بهشت)، را مطالعه کنند.[۴]
متاسفانه علیرغم اشتراکات بسیار این دو رهبر بزرگ عصر ظهور، حکومت ایران در حال حاضر با سید احمدالحسن بمخالف پرداخته و به بهانههای واهی هر از گاهی یاران او را دستگیر کرده به زندان میافکنند. از جمله اتهامات این اَخلاف غیر صالح بر علیه ایشان، توهین به علما و مراجعدینی است؛ و این در حالیست که نمایندگان ایشان در نجف اشرف روحانی و بعضاً از فرزندان مراجع سابقاند، سبحانالله.
اکنون شما با مطالعه این کتابچه شاهد خواهید بود که اگر قرار باشد ایشان (ع) به چنین اتهامی متهم شود، آقای خمینی (ره) خود متهم ردیف اول در توهین به علما و مراجعدینی خواهند بود. اما متاسفانه بر دلهایشان مهر تیرهبختى زده شده است: (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ). «این به سبب آن است که آنان ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دلهایشان مهر [تیرهبختى] زده شد، به این علّت [حقایق را] نمىفهمند». [۵]
علاوه بر آنچه بیان شد در ضمیمه این کتابچه حکومت شورایی یا ولایت فقیه مرسوم به نقد کشیده میشود و موارد اختلافی آن با سخنانی از سید احمدالحسن (ع) مورد بررسی و نقد قرار میگیرد.
امید است که تلاش مذکور چشمها کور را بینا و قلوب شکاکان را بیدار نماید. ان شاء الله
فهرست مطالب:
- پیشگفتار
- مقدمه جلد اول کتاب: العِجْــل (فتنهگوساله) – أحمدالحسن
- قسمت انتهایی کتاب: ولایت فقیه (حکومت اسلامى) – آقای خمینى
- برنامه مبارزه براى تشکیل حکومت اسلامى
- اجتماعات در خدمت تبلیغات و تعلیمات
- عاشورایى به وجود آورید
- مقاومت در مبارزهاى طولانى
- اصلاح حوزههاى روحانیت
- از بین بردن آثار فکرى و اخلاقى استعمار
- اصلاح مقدسنماها
- تصفیه حوزهها
- آخوندهاى دربارى را طرد کنید
- حکومتهاى جائر را براندازیم
- اسلام سیاست و حکومت، بخشی از کتاب: التیه (سرگردانی) – أحمدالحسن
- ضمیمه کتاب
- حکومت شورایی یا ولایت فقیه مرسوم
***
[۱] فترت: زمانی است که فرستادهای که مأمور به تبلیغ رسالت برای مردم باشد وجود نداشتهاست. در زمان فترت ممکن است رسولی منصّب از سوی خدا موجود باشد که او را با علم مهیا کرده باشد، اما بهسبب عدم وجود قابل، خداوند او را امر به تبلیغِ دعوت نمیکند: (لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ… وَسَوَاء عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ)؛ (تا مردمى را بیم دهى که پدرانشان را بیم ندادهاند و به این علت بىخبرند… و مساوی است برای آنها که بیمشان بدهی یا ندهی، ایمان نمیآورند) [یس: 6، 10]. تبلیغ چنین کسانی که هیچ قابلی در بین آنها وجود ندارد و هیچ نتیجه امیدبخشی از تبلیغ بدست نمیآید، حکیمانه نیست. وجود رسول در چنین حالتی موافق حکمت است، چون فرستادن رسول، اقامه حجت بر مردم است و مردم با وجود رسول حجتی ندارند. به این زمان میگویند زمان فترت که رسول در آن وجود دارد، او همان خلیفه خدا در زمین و حجت او بر مردم، یا فرد منصوب از طرف او در زمان غیبت یا رفع او می باشد، اما مأمور به تبلیغ نبوده، هرچند این فترت بسیار طولانی بوده و بیش از یک رسول در آن زمان وجود داشته باشد. سبب و علت عدم تکلیف آنها به تبلیغ، علاوه بر عدم وجود قابل، رحمت و ترحم بر مردم نیز بودهاست، یعنی اینکه مؤمنان بیشتر حق را قبول دارند واندکی به باطل گرایش دارند و متأسفانه در استقبال از فرستادگان از غیب نیز کوتاهی کردند، مستلزم این نیست که حتما در آتش جهنم ابدی باشند؛ بلکه مقتضای رحمت الهی در گذشته این بوده که چون قابلی برای رسالت و دعوت رسول وجود نداشته، خداوند به آنها رحم کرده و رسول آماده را مامور تبلیغ آنها نکرده واجازه نداده که دعوت خویش را برای عامه مردم علنی کند ، چون اگر آنها را تبلیغ کردهبود و قبول نمیکردند، نتیجه این میشد که مستحق جهنم میشدند و به همین سبب، خداوند آنها را به سبب رحمتش رها کرده و رسول خود را امر به تبلیغ ننمودهاست و مردم نیز به این سبب، در زمان فترت منتظر و امیدوار به امر خدا هستند. (وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ)؛ (و گروهى دیگر کارشان موقوف به مشیّت خداست، یا آنان را عذاب مىکند یا توبه آنان را مىپذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است) [التوبة: 106].
مسئله رها کردن مردم بهصورت مرجون لأمر الله (منتظران امر و تصمیم خدا)، صرفاً به زمان فترتی که رسول هیچ اعلانی نسبت به رسالتش برای مردم نداشتهاست اختصاص ندارد، بلکه گاهی رسولی، بعضی مردم را از رسالتش با خبر میکند، اما آن رسالت را به برخی از مردم به سبب مصلحت یا فایده بزرگتری مثل تقیه یا محافظت از جان آنها یا هر امر دیگری که خدا اراده فرموده علنی نمیکند و این امر حتی برای برخی از فرزندان ائمه (ع) نیز اتفاق افتاده است. در ذیل، روایتی وجود دارد از مناقشه زید بن علی و مؤمن الطاق و اقرار امام صادق (ع) به مؤمن الطاق که بیان میکند امام سجاد (ع) پسرش زید را منتظر امر خدا رها کرد و امکان برخورداری از شفاعت امام را برایش باقی گذاشته شد». عقائد الإسلام – أزمنة الفترات: السید أحمدالحسن
[۲] حدیث اول: إلزام الناصب ؛ ج۲ ؛ ص۱۳۳ و الغیبة النعمانی ص۲۷۵ بدون ذکر: الذی أتى من الصین و مُلْتَان. حدیث دوم: بحار الأنوار – ط دارالاحیاء ، ج۵۷ ؛ ص۳۹۳.
[۳] انقلابگران مشرق در آخرالزّمان
[۴] سایت رسمی انصار امام مهدی: https://www.almahdyoon.co/
[۵] Ahmed Alhasan احمدالحسن ۱۰ اُکتبر ۲۰۱۳ در فیسبوک نوشتند: (سلام بر عزیزان در بند بخاطر ایده و عقیدهشان در کل شهرهای ایران، خدا به شما بر اذیت در راه خداوند کمک و یاری دهد، ولیکن این از نعمتهای خدا بر شماست پس خدا را برای فضلش شکر گزاری کنید، شما ان شاء الله امت وعده داده شده هستید که در آخرالزمان ثمره میدهد، پس صبر کنید و ایستادگی ورزید و آزار و اذیتها در راه خداوند را تحمل نمایید، چند فرد از شما را زندانی خواهند کرد بعد از اینکه خود را عاجز و درمانده در برابرتان از لحاظ فکری و عقیدتی دیدند؟! اما آیا میتوانند وعده محمد بن عبد الله درود خدا بر او و خاندانش باد و وعده خدا را تکذیت نمایند؟ چه نادان هستند، بخدا قسم اگر بر حق بودم و دعوت کننده بسوی حق در این زمان و مهدی اول یاد شده در وصیت رسول الله محمد (ص) باشم نمیتوانند نور خدا را هر چقدر هم که زندانی کنند و مؤمنان به دعوت حق را عذاب دهند، خاموش نمایند.
متأسفانه امروزه در ایران مؤمنان به دعوت مهدویت مبارک را فقط بخاطر فکر و عقیدهشان زندانی میکنند، و قبل از آنها در عراق همین کار را انجام دادند، من آنها را نصیحت میکنم تا تعقل ورزند، زندانی کردن مؤمنان یا هجوم به ایشان در حالی که در حال اقامت نماز جمعه در یزد یا تبریز یا طهران و دیگر شهرهای ایران هستند، نتیجهای را که در فکر آنهاست برآورده نخواهد ساخت، آنها ده مؤمن را زندانی میکنند در نتیجه صد نفر دیگر ایمان میآورند، و اگر صد نفر زندانی کنند هزار نفر ایمان میآورند، من به آنها راه حلی میدهم که اگر عاقل باشند آن را از من میپذیرند، و از آزار و اذیت مؤمنان دست بر میدارند؛ پس اگر احمدالحسن باطل است دعوتش بدون هیچ زحمتی به پایان خواهد رسید، اما اگر احمدالحسن بر حق باشد دعوتش به پایان نخواهد رسید هر چقدر سعی و تلاش کنند خواهند دید که قویتر و فروزانتر خواهد شد هر چند که سعی کردند با دهان خود آن را خاموش سازند. (یُرِیدُونَ أَن یُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ)؛ (مىخواهند نور خدا را با دهانهای خویش خاموش سازند درحالی که خدا نمیگذارد تا اینکه نور خود را کامل نماید). [التوبة: ۳۲]
سلام بر برادران عزیز مومن در ایران، و سلام بر خواهران پاک مؤمن در ایران، خوشا به حال شما و خوشا بر شما که رسول الله (ص) شما را ذکر نمود و فضل شما را بیش از هزار سال پیش ذکر کرد، خوشا به حال شما که در ملأ اعلی ذکر شدهاید. من به خوبی میدانم که شما مردمی پاک و استوار هستید، چونان سر سختی و استواری سنگ، و میدانم که شما کوهی استوار هستید که برای طغیانگران سر خم نمیکنید، و شما به سخنی از من نیازمند نمیباشید تا تسلیدهنده یا تشویق کننده شما باشم، اما بخدا قسم سخنی است که با آن وجه خدای سبحان و تعالی قصد کردهام، و اینکه فقط در آنچه که از آزار و اذیت بر شما اتفاق میافتد شریک باشم زیرا که به دعوت مهدویت مبارک ایمان آوردید، خوشا به حال شما ای عزیزان، به راستی که آن بهشت و راه خدای سبحان است که با رنج و سختیها همراه میباشد، تا خدا بداند چه کسی او و فرستادگانش را بوسیله غیب یاری میدهد هر چند که راه ترسناک و پر از رنج و سختی باشد، خوشا به حالتان و خوش سر انجامی دارید. (تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)؛ (آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مىدهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نباشند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است). [القصص: ۸۳] ستنتصرون ویخسر السجانون. بزردی پیروز خواهید شد و زندانبانان شکست خواهند خورد. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. خادم شما احمدالحسن). تاریخ ارسال: پنجشنبه ۱۸/۰۷/۱۳۹۲ هجری شمسی.
***
مطالب مرتبط:
بشارتهای آقای خمینی درباره ظهور
موضع رسمی دعوت یمانی نسبت به جمهوری اسلامی ایران
دانلود کتاب : ولایت فقیه – سید خمینى
انقلابگران مشرق در آخرالزّمان
تأسیس حکومت دینی بجای مشروطه؟! (گفتگوی آخوند خراسانی با میرزای نائینی)

نظرات
ارسال یک نظر