کتاب ملاحم و فتن اهل مشرق (ایران و عراق) در آخرالزمان
عنوان کتاب : ملاحم اهل مشرق (ایران) در آخرالزمان
به عربی : الْمَلَاحِمُ الَّتِی تُظْهِرُ فِی المَشرِق (الْخُرَاسَان)
موضوع : هشتاد روایات در خصوص بلاها و سختیهای وارده بر مردم ایران و عراق در دوران ظهور مقدس مهدی (ع)
تهیه و تنظیم : صادق شکاری
زبان : فارسی + متن عربی روایات
فرمت : pdf + word
تعداد صفحات : ۸۸
سایز : A۴. B Zar، ۱.۱۹ MBB رنگی
تاریخ نوشتار : ذی الحجه ۱۴۳۸ ه.ق
پیشگفتار :
کلمه ملاحم، جمع «مَلحَمه» است و از دو ریشه گرفته میشود، گرچه بازگشت هر دو ریشه به یک اصل است: یکی چسبندگی و دیگری گوشت. اگر از ریشه اول گرفته شود، به معنای سختی نبرد است که در آن جنگجویان به همدیگر گلاویز میشوند و اگر از ریشه دوم گرفته شود به معنای قتلگاه است، کنایه از اینکه گوشت بدن انسانها در آن میریزد. در هر صورت مراد از ملحمه در اینجا، حوادث و جنگهای خونینی است که در آینده رخ میدهد.
پیامبر اکرم(ص) و امام اهل بیت(ع) در روایات متعدّدی به توصیف آخرالزّمان و بیان نشانههای عمومی این دوران پرداختهاند. که در اصطلاح فتن، ملاحم و اشراط السّاعه نیز نامیده میشوند؛ منظور از بیان علائم ظهور آن است که هر کس بخواهد از خطر ضلالت در امان باشد، آنها را فرا بگیرد تا کسی را در برابر خداوند حجّت نباشد که مقتضای آن وجوب فراگیری علائم ظهور و معذور نبودن احدی در ندانستن آنها میباشد.
این احادیث همانند دیگر احادیث غیبی از سرچشمه زلال قرآن و عترت نشئت گرفته، در مجامع حدیثی ثبت شده و همانند دانههای تسبیح با نظم و ترتیب خاصّی در بستر زمان تحقّق مییابند.
نقش ایران در نبرد آخرالزمان:
طبق احادیث ایران در نبرد آخر الزمان نقش محوری و کلیدی خواهد داشت: « کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ … حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ ؛ گوئى مىبینم که قومى در مشرق خروج کردهاند و خواستار حقاند ولى به ایشان داده نمىشود، باز خواستار آن مىشوند و به آنان داده نمىشود، … آگاه باشید اگر من آن زمان را در مىیافتم حتما خود را براى صاحب این امر نگاه مىداشتم ». [۱]
نبرد آخرالزمان ابتدا نبرد شیعه و عوامل سنی و عرب دجال خواهد بود و نهایتا نبرد امام زمان عج و دجال. طبق احادیث ایران محور جبهه شیعه بوده و طرف اصلی درگیری با غرب دجال خواهد بود، و غرب و اعراب ناصبی و یهود بر علیه ایران متحد خواهند شد.
خراسان و خراسانی:
از ایران در احادیث با نامهای خراسان و اهل مشرق و عجم یاد شده است، و از نیروهای نظامی ایران، تحت عنوان عساکر خراسان یاد شده و از رهبر ایران و فرمانده نیروهای نظامی آن در این جنگها به عنوان خراسانی یاد شده است.
طبق احادیث در حین جنگ خراسانیون با سفیانیون رهبر آنها از دنیا رفته و با شکست در نبرد نهائی قرقیسیا به ری حمله کرده آن را خراب خواهند کرد.
جابر جعفى از ابو جعفر امام باقر (ع) روایت کرده که گفت:
« إِذَا بَلَغَ الْعَبَّاسِیُّ خُرَاسَانَ طَلَعَ مِنَ الْمَشْرِقِ الْقَرْنُ ذُو الشَّفَا، وَ کَانَ أَوَّلَ مَا طَلَعَ أَمَرَ اللَّهُ بِهَلَاکِ قَوْمِ نُوحٍ حِینَ غَرَّقَهُمُ اللَّهُ، وَ طَلَعَ فِی زَمَنِ إِبْرَاهِیمَ حَیْثُ أَلْقَوْهُ فِی النَّارِ، وَ حِینَ أَهْلَکَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ وَ مَنْ مَعَهُ، وَ حِینَ قُتِلَ یَحْیَى بْنُ زَکَرِیَّا، فَإِذَا رَأَیْتُمْ ذَلِکَ فَاسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ الْفِتَنِ ؛ موقعى که عباسی بخراسان رسد (حاکم شود)، ستارهى الْقَرْنُ ذُو الشَّفَا (شاخدار شفا بخش) طلوع نماید، و آن اول ستارهاى بود که طلوع کرد و خدا بغرق و هلاکت قوم نوح امر نمود، و در آن زمان که حضرت ابراهیم را در آتش انداختند آن ستاره نیز طلوع کرد، و آن موقعى که خدا فرعون و یاران او را هلاک کرد آن ستاره نیز طالع شد، و یکى از مواقعى که آن ستاره طلوع کرد وقتى بود که حضرت یحیى بن زکریا را کشتند، بنابراین وقتى که آن ستاره را دیدید، از شر فتنهها بخدا پناه ببرید ».[۲]
أبى رومان از امیرالمومنین علی (ع) روایت کرده است:
« یَظْهَرُ السُّفْیَانِیُّ عَلَى الشَّامِ، ثُمَّ یَکُونُ بَیْنَهُمْ وَقْعَةٌ بِقَرْقِیسِیَا، حَتَّى یَشْبَعَ طَیْرُ السَّمَاءِ وَسِبَاعُ الْأَرْضِ مِنْ جِیَفِهِمْ، ثُمَّ یُفْتَقُ عَلَیْهِمْ فَتْقٌ مِنْ خَلْفِهِمْ، فَیُقْبِلُ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ حَتَّى یَدْخُلُوا أَرْضَ خُرَاسَانَ، وَتُقْبِلُ خَیْلُ السُّفْیَانِیِّ فِی طَلَبِ أَهْلِ خُرَاسَانَ، فَیَقْتُلُونَ شِیعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ بِالْکُوفَةِ، ثُمَّ یَخْرُجُ أَهْلُ خُرَاسَانَ فِی طَلَبِ الْمَهْدِیِّ ؛ سُفْیَانِی بر(اهل) شام ظاهر شود، سپس واقعه قَرْقِیسِیَا بین آنها روی دهد، تاجای که حتی پرندگان آسمان و درندگان زمین شکم هایشان را از آنها سیر میکنند، سپس اختلافی بین آنها ایجاد میشود (که سبب میشود) گروهی از آنها به عقب باز گردند، درنتیجه این عقبگرد گروهی از سُفْیَانِیُّون پیشروی کرده تا جائی که داخل اَراضی خراسان نیز میشوند، سپاهیان سُفْیَانِی جهت دست یافتن به اهل خراسان روی آورند؛ و شیعیان آل محمد را در کوفه بکشند، سپس (گروهی از) اهل خراسان که در طلب مهدی هستند خروج نمایند ».[۳]
عبد الله بن ضمرة از کعب الأحبار نقل کرده:
« ثُمَّ یَظْهَرُ بَعْدَ غَیْبَتِهِ مَعَ طُلُوعِ النَّجْمِ الْأَحْمَرِ وَ خَرَابِ الزَّوْرَاءِ وَ هِیَ الرَّیُّ وَ خَسْفِ الْمُزَوَّرَةِ وَ هِیَ بَغْدَادُ وَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ حَرْبِ وُلْدِ الْعَبَّاسِ مَعَ فِتْیَانٍ أَرْمِینِیَّةٍ وَ آذَرْبِیجَانَ[۴] تِلْکَ حَرْبٌ یُقْتَلُ فِیهَا أُلُوفٌ وَ أُلُوفٌ کُلٌّ یَقْبِضُ عَلَى سَیْفٍ مُحَلَّى تَخْفِقُ عَلَیْهِ رَایَاتٌ سُودٌ تِلْکَ حَرْبٌ یَشُوبُهَا الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ وَ الطَّاعُونُ الْأَغْبَرُ ؛ سپس بعد از غیبتش ظاهر میشود ظهوری که همراه است با طلوع ستاره سرخ و خرابی الزَّوْرَاءِ که همان رى باشد، و فرو رفتن الْمُزَوَّرَةِ که همان بغداد باشد، و خروج سفیانى، و جنگ فرزندان عباس با جوانان ارمنستان و آذربایجان (یعنی جنگ فرزندان عباس با سپاهیان غرب و ترک از جهت ارومیه و آذربایجان) چنان جنگى که هزاران و هزاران نفر در آن کشته مىشوند، هر جنگجو شمشیرى زیور یافته به دست مىگیرد، تَخْفِقُ عَلَیْهِ رَایَاتٌ سُودٌ پرچمهاى سیاه (مهدوی) بخاطر آن جنگ به اهتزاز در آید، آن جنگى است که با مرگ سرخ و طاعون بسیار خطرناک آمیخته است ».[۵]
علی ابن ابراهیم بن مهزیار از ملاقات خود با امام مهدی (ع) گوید که به حضرت عرض کردم: یابن رسول اللّه! آن واقعه که فرمودید: «قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ» چه زمانی روی خواهد داد؟ فرمود:
« إِذَا حِیلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ سَبِیلِ الْکَعْبَةِ بِأَقْوَامٍ لا خَلاقَ لَهُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْهُمْ بِرَاءٌ وَ ظَهَرَتِ الْحُمْرَةُ فِی السَّمَاءِ ثَلَاثاً فِیهَا أَعْمِدَةٌ کَأَعْمِدَةِ اللُّجَیْنِ تَتَلَأْلَأُ نُوراً وَ یَخْرُجُ السَّرُوسِیُّ مِنْ أَرْمِینِیَّةَ وَ آذَرْبِیجَانَ یُرِیدُ وَرَاءَ الرَّیِّ الْجَبَلَ الْأَسْوَدَ الْمُتَلَاحِمَ بِالْجَبَلِ الْأَحْمَرِ لَزِیقَ جَبَلِ طَالَقَانَ فَیَکُونُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْمَرْوَزِیِّ وَقْعَةٌ صَیْلَمَانِیَّةٌ یَشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یَهْرَمُ مِنْهَا الْکَبِیرُ وَ یَظْهَرُ الْقَتْلُ بَیْنَهُمَا فَعِنْدَهَا تَوَقَّعُوا خُرُوجَهُ إِلَى الزَّوْرَاءِ ؛ هنگامى که مردمى بدسیرت که از دین و ایمان بهرهاى ندارند و خدا و رسول خدا از آنها بیزارند راه کعبه را بر شما ببندند، سرخى در آسمان سه بار پدید آید، که در میان آن سرخی عمودی است که آن عمودِ نقره مانند نورش تلألأ مینماید. و خروج شَرُوسِی از بلاد أَرْمِینِیَّة و آذَرْبِیجَان، به قصد کوه سیاه پشت شهر رى که متصل به کوه سرخ و چسبیده به کوههاى طَالَقَان است، و میان شَرُوسِی و مَرْوَزِی، جنگ بسیار سختى واقع شود که کودکان را پیرو و اشخاص بزرگ را فرسوده کند و از دو طرف جمعى کشته شوند و کشتهها در میان آن دو زیاد شود. در آن موقع منتظر باشید که شَرُوسِی به طرف زَوْرَاء (بغداد) خروج نماید ».[۶]
مرسلا از امام علی (ع) روایت شده است:
« ولَیُقْتَلَنَّ بِالرَّیِّ عَلَى بابِ الجَبَلِ فی آخِرِ الزَّمانِ خَلْقٌ کَثیرٌ لا یُحْصیهِم إلاَّ مَنْ خَلَقَهُمْ، … ، وَلَیُصِیبَنَّ أَهْلَ الرَّیِّ فی ولایَةِ السُّفْیَانیّ قَحْطٌ وَجَهْدٌ وَبَلاءٌ عَظِیمٌ ؛ و در رِی بر دروازۀ کوه، در آخرالزمان مردمان بسیاری که شمارشان را جز آفریدگارشان کسی نداند کشته میشوند. … بتحقیق که در دوران ولایت سفیانی به اهل رِی قحطی و مشقت بسیار و بلائی بزرگ وارد خواهد شد ».[۷]
معاویة بن وهب گوید امام صادق (ع) فرمود:
« تِلْکَ الزَّوْرَاءُ (الرَّیَّ). یُقْتَلُ فِیهَا ثَمَانُونَ أَلْفاً مِنْهُمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا مِنْ وُلْدِ فُلَانٍ کُلُّهُمْ یَصْلُحُ لِلْخِلَافَةِ. قُلْتُ: وَ مَنْ یَقْتُلُهُمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ. قَالَ: یَقْتُلُهُمْ أَوْلَادُ الْعَجَمِ ؛ در آن زوراء (یعنی ری) ۸۰ هزار نفر کشته شوند و ۸۰ مرد از آنها که از فرزندان فلانند و همگی (خود را) شایسته خلافت دانند کشته میشوند. گفتم: قربانت گردم چه کسى آنها را میکشد؟ فرمود: عجمزادهها آنها را میکشند ».[۸]
از مجوعه احادیث چنین بر میآید که پس از این جنگ چیزی از تهران باقی نمیماند! این جنگ در احادیث، جنگ شیعه با سفیانی نامیده میشود، که یک طرف آن شیعه خواهد بود و طرف دیگرش سفیانی یا عوامل عرب و یهود غرب، که از شام شروع خواهد شد و ایرانیان زیادی در شام با سفیانی و مروانی خواهند جنگید. در این جنگ ابتدا پیروزی موقت با سفیانی یا عوامل غرب دجال خواهد بود و بعد از خرابی شام با لشگری جرار، برق آسا شام و عراق را گرفته و به ایران حمله خواهند کرد، اما با آغاز جنگ رو در رو و زمینی در ایران، سفیانی (عوامل غرب دجال) در إِصْطَخْر اهواز، از لشگر یمانی و خراسانی شکست خورده و فرار خواهند کرد.
منظور از یقوم منا قائم بجیلان یعینه المشرقی:
مفضل گفت : بعد از آن چه میشود سیدی امام صادق (ع) نیز خطاب به مفضل (ره) در مورد نهضت یمانی در ایران زمین اینگونه خبر میدهد:
« ثُمَّ یَخْرُجُ الْحَسَنِیُّ الْفَتَى الْصَبِیحُ الَّذِی نَحْوَ الدَّیْلَمِ یَصِیحُ بِصَوْتٍ لَهُ فَصِیحٍ یَا آلَ أَحْمَدَ أَجِیبُوا الْمَلْهُوفَ وَ الْمُنَادِیَ مِنْ حَوْلِ الضَّرِیحِ فَتُجِیبُهُ کُنُوزُ اللَّهِ بِالطَّالَقَان ؛ سپس حسنى آن جوانمرد خوشروى از طرف دیلم خروج مىکند و با بیانی فصیح گوید: «اى انصار احمد اجابت کنید دردمند پریشان حال را؛ و آنکه از پیرامون ضریح ندا میدهد»، پس او را گنجهاى طالقان اجابت کنند ».[۹]
این مردان مومن و انصار المهدی همان: آل احمدی. میباشند که حسنی فتی آنها را مورد خطاب قرار میدهد. آنها انصار خراسانی یمانی موعود مهدی اول (احمد مذکور در وصیت رسول الله) هستند که بسوی او دعوت میکنند و شعار احمد احمد سر میدهند.
امام باقر (ع) فرمودند: « إن لله تعالى کنزا بالطالقان لیس بذهب ولا فضة، اثنا عشر ألفا بخراسان شعارهم: أحمد أحمد یقودهم شاب من بنی هاشم على بغلة شهباء، علیه عصابة حمراء، کأنی أنظر إلیه عابر الفرات، فإذا سمعتم بذلک فسارعوا إلیه ولو حبوا على الثلج ؛ براى خداى تعالى گنجى در طالقان است که نه از طلا است و نه از نقره، بلکه دوازده هزار نفر در خراسان هستند که شعارشان: «احمد احمد» است، رهبری آنها را جوانى از بنىهاشم سوار بر قاطرى خاکستری با پیشانى بندی قرمز برعهده دارد، گویی به او مىنگرم که از رود فرات هم مىگذرد، اگر آن را شنیدید بسوى او بشتابید حتى سینه خیز بر روی یخها ».[۱۰]
از علی (ع) روایت شده است: « فإذا قام القائم بخراسان الذی أتى من الصین و مُلْتَان [وَ غَلَبَ عَلَى أَرْضِ کُوفَانَ وَ مُلْتَان وَ جَازَ جَزِیرَةَ بَنِی کَاوَانَ]، وجه السفیانی فی الجنود إلیه فلم یغلبوا علیه ثم یقوم منا قائم بجیلان یعینه المشرقی فی دفع شیعة عثمان و یجیبه الأبر و الدیلم و یجدون منه النوال و النعم ؛ پس هنگامی که قائم خراسان قیام کرد آن که (نسلش) از صین و مُلْتَان میآید [و بر سرزمین کُوفَان و مُلْتَان مسلّط شد و از جزیره بَنِی کَاوَان بگذرد]، سفیانی سپاهیانش را بسوی خراسان فرستد اما نمیتواند بر آنها غلبه پیدا کند، سپس قیام کنندهای از ما اهل بیت در گیلان قیام کند (حسنی فتی) و مشرقی کمکش ننماید بجهت دفع کردن (خطر) شیعیان عثمان (سفیانیون)، أبر و دیلم (دعوت قائم گیلان را) اجابت نمایند و از جانب (مشرقی) سلاح و نعمت بیابند».[۱۱]
جابر از حضرت ابى جعفر امام محمد باقر (ع) روایت میکند که حضرت فرمود:
« ثُمَّ تَکُونُ لَهُ وَقْعَةٌ بِتُخُومِ خُرَاسَانَ، وَیَسِیرُ الْهَاشِمِیُّ فِی طَرِیقِ الرِّیِّ، فَیَسْرَحُ رَجُلٌ مِنْ بَنِی تَمِیمٍ مِنَ الْمَوَالِی یُقَالُ لَهُ شُعَیْبُ بْنُ صَالِحٍ إِلَى إِصْطَخْرَ إِلَى الْأُمَوِیِّ، فَیَلْتَقِی هُوَ وَالْمَهْدِیُّ وَالْهَاشِمِیُّ بِبَیْضَاءَ إِصْطَخْرَ، فَتَکُونُ بَیْنَهُمَا مَلْحَمَةٌ عَظِیمَةٌ، حَتَّى تَطَأَ الْخَیْلُ الدِّمَاءَ إِلَى أَرْسَاغِهَا، ثُمَّ تَأْتِیهِ جُنُودٌ مِنْ سِجِسْتَانَ عَظِیمَةٌ، عَلَیْهِمْ رَجُلٌ مِنْ بَنِی عَدِیٍّ، فَیُظْهِرُ اللَّهُ أَنْصَارَهُ وَجُنُودَهُ ؛ سپس هنگامی که برای ایرانیان واقعه تُخُومِ خراسان (واقعهای در مرز) به وقوع پیوست، هاشمى در مسیر ری حرکت نماید آنگاه مردى از مَوَالِی بنى تمیم که او را شعیب بن صالح مىنامند به طرف إِصْطَخْر به جنگ با أُمَوِی مىفرستد، پس شعیب و مهدی و هاشمی در بَیْضَاء إِصْطَخْر با هم ملاقات میکنند و در میان آن دو گروه (اموی و مهدوی) جنگ بزرگی روى دهد، به گونهاى که خون تا ساق پاى اسبان برسد، سپس سپاهى عظیم از سیستان که سرکردگی آنها را مردى از بَنِی عَدِی برعهده دارد به کمکشان آید، در آن هنگام خداوند انصار و سپاهیان مهدی را پیروز گرداند ».[۱۲]
و این شکست آغاز شکستهای سفیانی و دجال غرب خواهد بود، که نهایتا شش سال بعد از ظهور، سیستم جهانی غرب، متلاشی شده و جایش را سیستم جهانی مهدوی خواهد گرفت: «فَعِنْدَ ذَلِکَ یَتَمَنَّى النَّاسُ الْمَهْدِیَّ وَیَطْلُبُونَهُ».
اما همانطور که گفته شده نهایتا طبق احادیث دجال در نبردی نهائی معروف به ملحمه کبری و آرماگدون شکست خواهد خورد و با ظهور حضرت مسیح و امام مهدی (ع) طومار حاکمیت جهانیش درهم پیچیده خواهد شد و حاکمیت خداوند و عدل جهانی مهدوی وارث دجال گشته و جهان را به سوی توحید و عدالت و آزادی هدایت و مدیریت خواهد کرد.
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ».
[۱] نعمانی در کتاب الغیبة (باب۱۴ ح۵۰) از ابو خالد کابلى نقل میکند که امام باقر (ع)
[۲] الفتن ابن حماد ؛ ص۱۴۸ – ح ۶۰۷
[۳] الفتن ابن حماد ؛ ص۲۰۸- ح۸۳۸
[۴] – ای جیش الغرب و الترک من جهت أرمینیة و آذربیجان
[۵] الغیبة للنعمانی ؛ النص ؛ ص۱۴۵ : باب۱۰ ح۴
[۶] کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج۲ ؛ ص۴۶۵ :باب ۴۳ ح۲۲
[۷] الفتوح: ج ۲ ص ۷۸- ۸۱
[۸] الکافی (ط- الإسلامیة) ؛ ج۸ ؛ ص۱۷۷ کِتَابُ الرَّوْضَة خُطْبَةٌ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع ح ۱۹۸
[۹] بحار الأنوار ؛ ج۵۳ ؛ ص۱۵. الهدایة الکبرى ؛ ص ۴۰۳- ۳۹۲
[۱۰] منتخب الانوار المضیئه ص ۳۴۳
[۱۱] إلزام الناصب ؛ ج۲ ؛ ص۱۳۳. الغیبة للنعمانی ؛ النص ؛ ص۲۷۴ : ح ۵۵
[۱۲] الفتن ابن حماد ؛ ص۲۱۸ : ح۸۶۹
مطالب مرتبط:
۱- بشارتهای آقای خمینی درباره ظهور
۲- موضع رسمی دعوت یمانی نسبت به جمهوری اسلامی ایران
۳- انقلابگران مشرق در آخرالزمان

نظرات
ارسال یک نظر